_ اسرار بزرگ روح الهی تنها بر کسی فاش میشود، که استحقاق رسیدن به کانون خدا
را کسب کرده باشد.
_ زمین کلاس درسی است که روح در آن به بلوغ معنوی میرسد.
_ همیشه پله ای دیگر از حقیقت پیش روست.
_ کسی میتواند مست خدا شود که قادر به نوشیدن شهد عشق خالص خدا باشد.
_ هدیه الهی را تنها هنگامی میتوان دریافت کرد، که قلب خالص و نرم و ذهن از
تردیدها و هراسها رها شده باشد.
_ روح الهی را نمیتوان اغفال کرد.
_ تا خودتان اجازه ندهید هیچ چیز نمیتواند به شما آسیب برساند.
_ چه بسیارند فرا خوانده میشوند، اما برگزیدگان اندکند.
_ آزادی معنوی زمانی بدست میآید که همه محدودیتهای جسم و ذهن محو شوند.
_ دائما ایثار کن تا دائما دریافت کنی.
_ وقتی ما به اسرار زندگی پی میبریم، زندگی به ما پاداش بیشتری میدهد.
_ حق شناسی و شکر گذاری دروازه ی بهشت را بروی ما میگشاید.
_ آموختن تسلیم، مستلزم تحمل ضربات پیاپی است.
_ هر قدر از نردبان آگاهی بالاتر می رویم بیشتر متوجه می شویم که آزادی معنوی
مسئولیت بیشتری را به همراه دارد.
_ بهای هر چیز را باید با سکه واقعی پرداخت.
_ پیکری از دانائی در اطراف انسان وجود دارد که حاکم بر رفتار ماده و جسم است.
_ حیات از وحدتی برخوردار است که چون شخصی خویش را فراسوی زمان و مکان
انعکاس دهد میتواند این وحدت را مشاهده کند.
_ خداوند بطور خاص ابدا نگران امور انسان در زمین نمی باشد. تمام آنچه او بدان
اهمیت میدهد، بقاء روح در شکفتگی معنوی است.
_ ما به این منظور اینجا فرستاده شده ایم تا در زندگی تجربیات معنوی کسب کنیم
تا بتوانیم به سمت خدا بازگشت کنیم و بااو همکار شویم. این تنها هدف از هستی
ما در اینجاست. در حالیکه اراده به شفای یک شخص یا نیت کمک کردن به او دریک
مشکل ممکن است به هیچ عنوان در جهت شکوفائی معنوی وی موثر نباشد.
_ ما همچون روحهای محک نخورده به اینجا فرستاده شدیم تاتصویه معنوی را پشت
سر بگذاریم. به مانند کودکانی که باید به مدرسه بروند و باید بیاموزند که جایگاهی
در جهانهای معنوی برای خود کسب کنند.
_ بیشتر بدبختیهای بشر به دلیل نادانی اوست. او تا هنگامیکه نداند قوانین جهانهای
معنوی بر چه اساس استوار است واینکه این قوانین کنترل کننده هستی وسرنوشت
او میباشند، کمابیش مانند تخته ای شکست خورده بر امواج متلاطم زندگی است.
_ نخستین کاری که باید انجام داد، خاموش کردن ذهن است.
_ کیهانهای خدا نه تنها از نظم برخوردارند بلکه نوعی رابطه درونی در بینابین همه
هستی حضور دارد که بر همه چیز حاکم است.
_ تنها در صورتی که یک روح درک کند که در درون خویش کامل است، می تواند بر
رنجهایش فائق آید وگر نه تا روزی که خود را به منزله یک روح مذکر یا مؤنث بنگرد
هنوز قرنها تلاش در پیش دارد تا به درجه کمال نائل آید.
_ در وجود هر فردی همه چیز از درون روح سرچشمه میگیرد.
_ لازمه تحقق هر امری ابتدا انگیختن باورهائی در جهت تحقق آن است.
_ شرایط فعلی بشر نتیجه زندگیها و اعمال گذشته خود اوست. فهمیدن این اصل به
معنای کشف کردن علتها و شرایطی است که در حال حاضر بر او حاکم می باشند و
اغلب به آنجا می انجامد که آینده نیز بر وی فاش خواهد شد.
_ وقایع فقط در لحظه ی حاضر هستی دارند. این ما هستیم که آنها را از دیدگاههای
گوناگون مشاهده میکنیم و به این ترتیب مفهومی بنام زمان میآفرینیم.
_ هیچ عنصری در سراسر عالم وجود به حکم تصادف رها نشده است.
_ یک فرددقیقا درلحظه ای تولد میابد که استحقاقش راکسب کرده است ودرشرایطی
پا به جهان می گذارد که مناسب با مرحله بعدی توسعه معنوی او باشد. هر شخص
درجایگاهی واقع شده که برای خود کسب کرده است واگر از شرایط موجود ناخشنود
است پس باید در درون خود علتهایش را برانگیزد تا منجر به وضعیت بهتری شود.
_ اگر نتوانی جهانت را کنترل کنی پس باید توسط آن کنترل شوی.
_ زندگی جاده ای ناهموار است. حتی آن کسانی که از مردم دوری کرده اند و در خلوت
زندگی میکنند هم از این ناهمواریها و پستی بلندیهای زندگی درامان نخواهند بود.
_ بدست آوردن درجاتی در هر زمینه بی آنکه مراحل آمادگی را برای رسیدن به آن
درجه از موفقیت احراز کرده باشیم بر خلاف قانون هستی بوده و تاوان بزرگی دارد.
_ از جنبه معنوی وقتی نسبت به یک شیء شناخت بدست می آوریم، که خود آن
شویم. این هنر بودن است.
_ آزادگی رهائی از قید تن و شرایط محیطی جهان مادی است. هیچ زنجیری نمیتواند
روحی را که از قید ماده، انرژی، زمان و مکان رها گشته است را محصور کند.
_ هیچ فردی در این هستی نمیتواند به تنهائی تمامی حقیقت را صاحب گردد.
_ هرکجا کالبد فکریتان را قرار دهید بقیه وجودتان، از آن تبعیت خواهد کرد.
_ شجاعت و ایمان به خودتان جواب تمام سؤالهایتان است.
_ اگر در آگاهی کامل در هر لحظه زندگی کنیم از همه چیزهائی که در کیهان اتفاق
میافتد آگاه خواهیم شد.
_ مادامیکه اراده روحانی فعال باشد چیزی بنام شکست وجود نخواهد داشت.
_ هیچکس علی رغم مقامی که ممکنست در طریق معنوی کسب کرده باشد، تأکید
بر این ندارد که در سطح بالاتری از دیگران واقع شده است.
_ دانش نهان در درون هر شخص وجود دارد و اگر در وجود کسی مراتب بالاتر آن نمود
پیدا کند به دلیل این است که شخص دانش درون خود را زودتر تشخیص داده است.

_ اگر ما آرامش را از خدا قبول کنیم، تمام موانع ناپدید میشوند. اگر حرف زدن و
فکر کردن را متوقف کنی، هیچ چیز نیست که نتوانی بفهمی.
_ اگر در تعقیب روشن بینی معنوی باشی، ناپدید میشود، هیچگاه نه در جستجو باش
و نه چشم به راه، زیرا همه آن چیزی که میخواهیم همین جاست.
_ همه اشخاص در سطحی از آگاهی هستند که خودشان برای خودشان بوجود آوردند و
نباید برای رفتن به مراحل بالاتر تحت فشار واقع شوند.
_ تفاوت میان ما در بهره گرفتن یا نگرفتن از قانون الهی نیست، بلکه به نسبت
فهمی است که از این قانون داریم.
_ معنویت را نمیتوان تعلیم داد بلکه باید آنرا کسب کرد.
_ ذهن بروی هر چیزی تمرکز کند جزئی از آن میشود، به عبارت دیگر ما شبیه چیزهائی
میشویم که بیشتر به آنها فکر میکنیم.
_ سکوت کنندگان، حکمران امواج بزرگ صوتی در تمام جهانهای هستی هستند.
_ صوت در واقع جریان موجی است که مجموعه تعالیم منتشر شده توسط خدا را در
بر میگیرد. بواسطه همین موج است که خدا همه چیز را آفریده و نگاه میدارد.
_ ما در خدا زندگی میکنیم و وجودمان را به او مدیونیم.
_ هیچکس تا به حال با منطق ، متافیزیک، خواندن ، گوش سپردن به سخنرانیها و یا
شرکت در کلاسهای مختلف، آزادی معنی کسب نکرده است.
_ در بقای زمان حال است که ما با حرکت خود از نقطه ای به نقطه دیگر در امتدادی
که زمان مینامیمش مواجه میشویم.
_ انسان در قالب زمان به ابدیت فکر میکند و از آنجائی که در ابدیت زمانی وجود
ندارد مکانی نیز وجود نخواهد داشت. در ماوراء بزرگ هیچ فضائی وجود ندارد.
_ من و شما در اداره تمام مردم و همه چیز در هستی سهیم هستیم.
_ عشق تمام پیوندها را با این زندگی دنیائی خواهد گسست.
_ زندگی یک تداوم بینهایت اکنون هاست.
_ در عین داشتن عدم صداقت، نمیتوانیم یک زندگی معنوی را دنبال کنیم.
_ اگر ما در آرزوی چیزی باشیم، شروع به حرکت به سمت ما خواهد کرد، مگر آنکه
آرزوی قوی تری آنرا به سمت خود بکشد.
_ تقدیم کردن بدون انتظار پاداش آغاز جاودانگی است.
_ وقتی کسی هیچ نخواهد همه چیز را بدست خواهد آورد.
_ آرزو منشأ تمام دردهاست، پایان همه ی آرزوها آغاز جاودانگی است.
_ اگر در جاده ای که پر از چاله است در حال دوچرخه سواری باشیم و بخواهیم که در
هیچ یک از چاله ها نیفتیم، در همه آنها خواهیم افتاد.
_ این بدن معبد خداست و تو باید با خوشی در آن زندگی کنی، این برای تو امنیت به
بار می آورد. بیرون از آن دنیائی ناشناخته و نا امن وجود دارد که هیچ چیز در بر ندارد.
_  کسی که استعداد حرکت در جهانهای معنوی را بدست آورده باشد، به آنچه جهان
فیزیکی به او تقدیم میکند احتیاجی ندارد.
_ برای بدست آوردن هرچیز نباید خودرا درموقعیت محتاج بودن به آن چیز قراردهیم.
_ تمام مشکلات و شرایطی که در زندگی با آنها مواجه هستیم، آزمایشاتی نیستند
که توسط خدا برای تعیین درجه ضعف یا قوت ما مقدر شده باشند. بلکه شرایطی
هستند خود ساخته، چرا که ما نیاموخته ایم تا هدایت را در روح جستجو کنیم.
_ اکنون مردم در پی پدیده ها هستند. در حالیکه به جای آن میبایست در جستجوی
تزکیه خود باشند تا بتوانند هرچه بیشتر به مرکز الهی نزدیکتر شوند.
_ تنها آنکه در روحش خالص است خدا را خواهد شناخت.
_ روح با رسیدن به هر طبقه ای دانش مخصوص آنرا دریافت میکند، او درهر مرحله ای
احساس میکند که بر آنچه پائین تر از آن طبقه است مسلط است.
_ جهانها همه در یک محدوده مکانی واقع شده اند و تنها توسط کیفیاتشان از هم
جدا میشوند.
_ اگر ذره کوچکی از روشنگری معنوی که توسط یک ذهن کسب شده احتکار گردد،
نتایج اسفناکی به بار خواهد آمد.
_ هیچکس نمیتواند جام نور را تنها برای خودش نگه دارد، بلکه میباید آنرا در اختیار
دیگران در تمامی جهانهای هستی خدا قرار دهد.
_ اهریمن به زبان ساده همان جهل است.
_ تاریکی و عدم حضور نور به معنای عدم حضور روح خداست.
_ ما در جسم زندگی میکنیم اما آگاهی ما میتواند بواسطه روح در بهشت باشد.
_ به کسانی که حمل کننده نور هستند آزار مرسان، زیرا هر که چنین کند آزار به خود
او وارد خواهد شد.
_ هر کس از میوه الهی تناول کند از هر لطمه ای به هر صورتی، مصون خواهد شد.
_ هرکس به هر وسیله ای برای تغییر یا تأثیر ذهنی بروی کسی یا چیزی، از قبیل نماز
یا دعا متوسل شود در حال نقض قانون معنوی است و عقوبت سختی در انتظارش
خواهد بود.
_ هنگامیکه کسی در آزادی شخصی دیگر مداخله کرده و فضای او را اشغال کند، از
طرف طبیعت به شدت مجازات خواهد شد.
_ هیچکس قدرت قضاوت این را که چه چیزی برای وجدان دیگری خوب است را ندارد.
_ حقیقت در نهایت بر آنانکه قلب ساده ای داشته باشند آشکار خواهد شد.
_ اینطور نیست که خداوند چه میتواند برای شما انجام دهد، شماچه میتوانید بکنید؟
_ در راه دستیابی به کمال معنوی همواره یک قدم دیگر برای برداشتن وجود دارد.
_ از لحظه ای که پا به حیطه ی آگاهی معنوی میگذاریم، دیگر جویای چیزی نیستیم،
زیرا شک و تردید را در منزل پیشین بر زمین نهادیم.
_ تجربه خدا هرگز بصورت جمعی طرح ریزی نمیشود. چنین اعماقی از حقیقت فقط به
تنهائی درک میشود. بهمین دلیلست که کسانی که عنوان ناجیان، شفاعت کنندگان،
مردان خدا یا استاد را دریافت می کنند، نشانی از تنهائی بر چهره دارند، به ویژه در
چشمانشان. آنها دردو رنج نژادهای دنیارا چشیده اند وحس کرده اند، اما تنها هستند
هیچکس نمیتواند عشق یا زندگی را به آنها ایثار کند مگر مقام متعال.
 چقدر محدودند کسانیکه دریافته اند خودشان تمامیت و وحدانیت آفرینشند. در
حقیقت ما درمیابیم که واقعیتی خارج از ما وجود ندارد.
_ ما آن چیزی میشویم که خودمان بپذیریم.
_ انظباط آزادی به ارمغان میآورد، روزی که کلید کنترل حرکت خویش درونیمان را
بدست آوریم، آزادی وضعیت آگاهیمان خواهد بود.
_ زیستن در وضعیتهای بالای آگاهی فرد را قادر میسازد در عوض تجاوزاتی که، چه از
جانب بستگان و چه از جانب بیگانگان به او میشود، عشق نثارشان کند.
_ حقیقت از میان پرده مرگ روزانه، بشر را عروج میبخشد.
_ حقیقت مطلق فقط درنزد خداوندست. بنابراین تا رسیدن به حقیقت نهائی، حقیقت
در هر طبقه ای نسبی است.
_ هیچ بشری نمیتواند به جهانهای بهشتی وارد شود مگر اینکه ذهن و سایر متعلقات
جهانهای پایین را فرو گذارد.
_ فرد باید خود را به روح الهی تسلیم کند. این کلید ورود به جهانهای معنوی است.
_ هیچیک از ما در وضعیت هوشیاری یکسان با دیگران قرار ندارد. هریک از ما باید
طریق منحصر به خویش را بیابد.
_ من میتوانم راه را نشان دهم ولی قادر نیستم خداشناسی را به شما تزریق کنم.
_ رمز موفقیت در عنصر عدم وابستگی نهفته است.
_ خداشناسی وضعیتی از آگاهی است که از طریق شکوفائی معنوی در جهان ماده
و بوسیله ماده میسر میشود.
_ فرد باید لحظه عمل را دریابد و نگران نتیجه ای نباشد که عملش به بار خواهد آورد
نتیجه یک عمل هرگزنباید علت انگیزه او باشد. ونیز دچار انفعال وبیعملی هم نشود
_ هرگز نباید چشم به پاداش دوخته باشیم، چون اگر چنین کنیم وابسته به آن پاداش
خواهیم شد. ما باید به وضعیتی از ذهن دست یابیم که همچون آفتاب باشیم که
بر همه چیز میتابد بی آنکه انتظار چیزی در بازگشت داشته باشد.
_ فقر دامنگیر کسانی میشود که میگیرند اما بذل نمیکنند.
_ سلب خاطر از پدیده های دنیوی از روی اخلاص آخرین قدم پیش از ورود به حیطه
آزادی کامل است.
_ حرکت از یک طبقه به طبقه ی دیگر صرفا انعکاس وضعیت آگاهی ماست.
_ ذهن کیهانی حاکم بر همه ی جهانهای تحتانی است.
_ خطری بزرگ در کمین کسانی است که از دستورالعمل های مندرج در کتبی که در
قفسه های کتاب فروشیها یا کتابخانه ها یافت میشود، استفاده میکنند.
_ استاد حتی یکبار هم به پشت سر نگاه نمیکند تا ببیند آیا یک جوینده از او تابعیت
میکند یا نه و هرگز عده آنها را شمارش نمیکند.
_ اگر ما آرامش در خدا را بپذیریم، هر سد یا مانعی به خودی خود فرو میریزد.
_ هر آنچه بخواهیم هم اکنون هم اینجاست، کافی است به فراسوی جسم برویم و از
آن دیدگاه بیطرفانه جهان را نظاره کنیم تا همه چیز را آنطور که هست ببینیم.
_ هرکس باید مسئولیت هرآنچه را که انجام میدهد بپذیرد.
_ حیطه جهانهائی که در اطراف ما وجود دارند، ماورای تصور انسانی است.
_ هریک از ما کیهانش را با خودش حمل میکند.
_ هر شخص خودش حاکم مطلق جهان خویش است.
_ تمامی وقایع هم اکنون در این کیهان به ثبت رسیده اند و ما فقط میتوانیم آنها
را تجربه کنیم.
_ ما جزئی از همه چیز هستیم.
_ حقیقت هرگز به التماس و تضرع بی ارزش جوابگو نیست.
_ بشر امروز تجربیات روانی را به جای اکتساب وضعیتهای معنوی اشتباه میگیرد.
_ اگربدون انظباط درست قدرتهای ذهنی توسعه پیدا کنند، میتوانندمصیبت بیافرینند.
_ اگر شخصی نداند که به چه سو میرود، یا اینکه اکنون کجاست، یعنی از هیچگونه
توسعه معنوی برخوردار نیست.
_ کلید آگاهی معنوی درون یکایک ما نهفته است.
_ کمال همیشه یک قدم فراسوی آخرین قدم است.
_ برای تماس با روح الهی چه بهائی مایلید بپردازید.
_ بسیار معدودند کسانی که بفهمند، قرار نیست خدا در خدمت بشر کار کند بلکه این
بشر است که باید در خدمت خدا باشد.
_ همه در طلب اجابت خواستهای نفس حقیرشان خدا را جستجو میکنند، اما هرگز از
خود نمی پرسند، چه کاری را می شود برای خدا انجام داد.
_ خدا را برای دستیابی به سعادت دنیوی طلبیدن کریه ترین صورت مادیگری میباشد.
_ خلأ هیچ نسبتی با چیزی ندارد و مکان اصلی همه چیزهاست. خلأ مکان حضور الهی
است، واقعیتی است که خانه حقیقی او نام دارد و مبری از نفوذ هرگونه عناصر مادی
یا روانی میباشد.
_ بشر همیشه سعی میکند چاهی از فراموشی در کیهان حفر کند که در میان آن همه
کردارش، چه نیک و چه زشت، ناپدید شود.
_ طرق الهی برای آن گروه خاصی کاربرد دارد که به خاطر آن حاضر باشند از همه چیز
خود دست بشویند.
_  کسانیکه بنده حواسند، آنانکه به کار و شغل و تجارت دل بسته اند و آنانیکه در
سمت نگهبانی ازدولت وثروت خود در این جهانند، هرگز بهشت را رؤیت نخواهند کرد.
_ هیچ بشر یا گروهی از آدمیان که درون کیهان فیزیکی به سر میبرند دارای ظرفیتی
نیستند که در برگیرنده جامعیت کل خدا باشند.
_ انتهای راه هر تلاشی که در جهت معنویت به جا میآوریم شناختن خداست نه صرفا
احساس کردن و فکر کردن درباره آن.
_ جوینده باید از تمام اشیاء جهان مادی گذشته باشد تا بتواند از اسارت جهان ماده
خلاصی یابد. هرکس که در طلب پاداش در این جهان باشد، به اسارت آن پاداش تن
داده است. هرچه بیشتر ایثار کنی بیشتر دریافت میکنی.
_ اخلاقیات هرگز ما را به معنویت نزدیک هم نمیکند. اخلاقیات تنها نشانه هائی
هستند که در تناسب با رشد معنوی یک فرد به ظهور میرسند.
_ مهم نیست که عملا قدرتهای خاصی داشته باشید، زیراخدمت کردن وتسلیم خویش
معیار پاداش در جهانهای بهشتی است.
_ هرکس که به جایگاه معنوی خود افتخار کند به درجاتی به مراتب پائین تر از سایر
افراد سقوط میکند.
_ دشوارترین و آخرین مرحله تسلیم، صرف نظر کردن از نفس میباشد.
حمید نصیری