دیگر چیزی بنام ورزش رزمی وجود ندارد، آنچه هست تنها اسمی است که از آن باقی
مانده است. دیگر فلسفه ای درورزشهای رزمی وجود ندارد، آنچه هست تنهاوحشیگری
و حرکات نمایشی است. دیگر هیچکس برای یادگیری زحمت نمیکشد. همه یا برای
گرفتن مدرک میآیند یا گرفتن مدال و عنوان و لقب . . . بهتر است خودتان را فریب
ندهید، این یک حقیقتست. حقیقتی که اکنون از رزمی برجای مانده است. دیگر کسی
به نَفس ورزشهای رزمی اهمیت نمیدهد. نگاهی به تبلیغات رزمی بیاندازید :
         ( آموزش ورزش رزمی توسط استاد فلانی دارای مدرک مربیگری معتبر از چندین
فدراسیون جهانی! کمربند مشکی دان چند ! حکم داوری درجه ی بین المللی! وقهرمان
جهان در چند سبک ! و . . . ) . این تنها چیزی است که میتوان در مورد ورزشهای رزمی
امروزی گفت. اگر فکر میکنید که هیچ مشکلی وجود ندارد و اینها همه طبیعی هستند
یا خودتان هم جزء همین دار و دسته هستید یا دارید خودتان را به خواب میزنید.
    اگر میخواهید مسابقات شرکت کنید، اگر میخواهید حکم بگیرید و مدرک بفروشید،
و غرور و خودخواهیتان را به رخ دیگران بکشید، اشکال ندارد هر کاری میخواهید بکنید،
ولی بنام ورزشهای رزمی انجام ندهید و اسمتان را استاد نگذارید.
آیا مفهوم استادی این است؟ چرا کلمات به این پر معنائی را آلوده کسافت کاریهای
خود میکنید. شما نمیتوانید دو راه را در عین حال با هم بپیمائید. یا شیوه ی استادی
را برگزینید و برای خودشناسی و تزکیه نفس تلاش کنید، یا شیوه شیادی را برگزینید و
به دنبال خرید و فروش حکم و مدرک و عنوان و لقب باشید و دیگر از کلمات ورزشهای
رزمی و استاد و . . . هم سوء استفاده نکنید. میتوانید اسمش را بگذارید معامله،
مسابقه، سرگرمی، تفریح یا بازی و یا . . .
  نگاهی به نمایندگان ورزشهای رزمی بیاندازید. حتی قیافه شان هم به ورزشهای رزمی
نمیخورد. شاید در تمام عمرشان دو تا ضربه ی درست هم نزده باشند. اگر یک مشت
به شکمشان بزنید نفسشان بالا نمیآید. منظورم این است که حتی جسمشان هم
آمادگی ندارد چه برسد به روحشان. تمام زحمتی که برای گرفتن مربیگری و نمایندگی
درورزشهای رزمی کشیده اند، شاید دو سه جلسه شرکت در کلاس ونیز پرداخت کردن
مبلغی جهت دریافت عنوان نمایندگی است. چیزی شبیه به گرفتن نمایندگی پخش
چیپس و پفک نمکی ! چطور میشود در این مدت کوتاه یک رشته رزمی را یاد گرفت ؟
حتی اگر دوسه ماه یا شش ماه یا اصلا یکسال هم که باشد بازهم نمیشود. کسیکه
میخواهد به درجه استادی درهنرهای رزمی برسد باید سالیان دراز زحمت بکشدتاشاید
بتواند به این مقام نائل آید. حالا کسی که میخواهد نماینده یک رشته رزمی باشد را
خودتان حدس بزنید که حداقل چقدر باید زحمت کشیده باشد.
     شاید فکر کنید برخی ازسبکهای رزمی اینطور نیستند وحتما باید زمان مشخصی را
طی کنید تابتوانید درجه ای بگیرید. اما همانها هم دیگر جدی نیستند. اگر در آزمونهای
این سبکها شرکت کرده باشید، میبینیدکه دیگر هیچ چیز را جدی نمیگیرند، زیرا اگرجدی
بگیرند دیگر کسی درآن سبک ثبت نام نمیکند! تقریبا همه کسانی که اندکی استعداد
فیزیکی داشته باشند میتوانند در این آزمونها قبول شوند. حالا اگر هم سبکی باشد که
کمی جدی تر باشد، آنچه را که در آزمونهایش به آن اهمیت میدهد تنها جنبه های
فیزیکی وجسمی است، یعنی برایشان مهم نیست که شماچه هستید،فقط مهم این
است که چگونه ضربه میزنید !
    امروزه اگر وارد یک باشکاه رزمی بشوید ( البته از اسم باشگاه معلوم است که چه
خبر است ) هیچ نشانه ای از هنر رزمی نمیبینید. آنچه میبینید یکسری حرکات نمایشی
و داد و فریادهای بیجهت و اجرای فرمهای مصنوعی و بی روح است. همه چیز یا تظاهر
است و یا تلقین. اگر هم کسی باشد که بخواهد بطور جدی ورزش رزمی رابیاموزد،پس
از مدتی از اجرای این حرکات مصنوعی و مکانیکی دلسرد و نا امید میشود.
  در کلاسهای رزمی دیگر احترام به معنای واقعی آن وجود ندارد. اگر احترامی هم باشد
فقط ظاهری و از روی عادت و برای ارضای غرور و خودخواهی آنان است. زیرا دیگر چیزی
نمانده که بخواهند به آن احترام بگذارند. در یک کلاس رزمی در مورد همه چیز صحبت
میشود جز حقیقت هنر رزمی. هیچکدام از مربیان چشم دیدن مربیان دیگر را ندارند.
دیگر کمتر کسی پیدا میشود که برای استاد خود احترام واقعی قائل باشد. زیرا دیگر
استادی به معنای واقعی وجود ندارد. هنرجو میبیند استادش هم مانند دیگران است.
هم دروغ میگوید، هم غیبت میکند، هم تهمت میزند، هم حق دیگران را میخورد، وهم
درگیر همه بیماریهای جسمی و ذهنی است. شاید این فرد را بتواند بعنوان یک انسان
قبولش کند، اما نمیتواند او را بعنوان استاد و الگوی خود قرار دهد و اگر هم این کاررا
بکند مسلما او هم شبیه استادش خواهد شد.
       چندتا از مربیان رزمی را میشناسید که بدون داشتن غیبت درهمه کلاسهای خود
حضور داشته باشند؟ چند تا از مربیان رزمی را میشناسید که از ابتدای شروع کلاس تا
انتهای آن خودشان کلاسشان رااداره کنند؟ وقتی مربیان خودشان کلاس راجدی نگیرند
چگونه میتوانند به هنرجویانشان بیاموزند که جدی باشند؟
       من این مطالب را نمینویسم که بعضی از شما آنرا رد کنید و بعضی دیگر از آن
تعریف و تمجید کنید. در هر صورت همه اینها حقیقت است. چه خوشتان بیاید و چه
بدتان بیاید. هدف من این است که شما را اندکی به فکر وادار کنم. چرا همه چیزرا به
بازی گرفتید ؟ چرا همه چیز را مسخره میکنید ؟ به کجا میروید ؟ آیا زمان آن نرسیده
که بخود آئید ؟ طرف صحبت من بیشتر مربیان رزمی هستند، آنان که کلمه ی استاد
را بدنبال خود میکشانند. کمی بیندیشید. آیا واقعا استاد هستید؟ شما نسبت بهمه
کسانیکه از شما آموزش میگیرند مسئولید. بهتر است غرورتان را کنار بگذارید. شاید
این آخرین فرصت باشد. شاید ظاهرتان را طوری درست کرده باشید که دیگران نتوانند
بفهمند که چه هستید و چه میکنید. ولی هرگز نمیتوانید خودتان را فریب دهید.
نویسنده : حمید نصیری