مسابقه ، مبارزه ...!؟
مسابقه ، مبارزه ...!؟
در فلسـفه هنـرهاي رزمـي چيـزي بنام مسـابقه وجـود نداشـته و ندارد .
آنانـكه ميخواستند حقيقت را نابودكنند، مسـابقه را جايگزين مبارزه كردند.
مسابقه يك سيسـتم غربي است كه براي سرگرمي طراحي شـده است و
قوانين آنرا طوري وضع كردند تا ما را سرگرم بازي كنند، بنحوي كه هدفهاي متعالي
كه در هنرهاي رزمي وجود دارد را فراموش كنيم. دريك مسابقه رزمي، دو نفري كه
روبروي هم مي ايستند، ميكوشند تا ازهم امتياز بگيرند، به همين دليل چه
بخواهند و چه نخواهند به هم آسـيب ميرسـانند و هركس كه امتياز بيشتري بگيرد،
اول خواهدشد، نه كسي كه شايستگي بيشتري دارد. البته براي اينكه بگوينـد،
ارزشـهاي انسـاني نيز برايشان مهم هست ، كاپ اخلاق هم ميـدهند!
ازآنجايي كه ملاك درسـتي براي ارزيابي وجود ندارد، هميشـه يك عده وجود دارندكه
ادعا ميكنند حقشـان خورده شـده اسـت. نحوه برگزاري مسـابقات ، وزن كشي ،
گرفتن مبلغي جهت شـركت در مسـابقه ، سيستم داوري و . . . همه اينها جاي
تأمل دارد و بايد بررسي شود، هزينه و زمان زيادي كه صـرف اجراي يك مسابقه
ميشـود ونيز مجموعه اعمالي كه در يك مسـابقه انجام ميشود ، چه رسالتي را
دنبال ميكند. آيا چيزي جز آسيب رساندن به جسم و ذهن، تبليغات منفي و
سودجويي وسوء استفاده عده اي از اين جريان وجود دارد؟ همه كسـانيكه در يك
مسـابقه رزمي شـركت كردند و يا شـاهد آن بودند ميدانند كه مسابقه چيزي جز
بازي نيست . چرا خودتان را فريب ميدهيد؟
در فلسفه هنرهاي رزمي جسم جايگاهي مقدس است، از آن جهت كه
ذهن و روح پاك و متعالي، فقط در جسمي سالم ميتواند قرارگيرد وبه همين دليل
به سلامت و پاكي جسم اهميت زيادي داده ميشود. هنر رزمي ، هنر مبارزه كردن
است، نه مسـابقه دادن. مبارزه با ضعفها و بديها . مبارزه براي خود سـازي است و
نيز براي سـاختن جهاني سالم، بدوراز زشتيها وآلودگيها. مبارز، با نفس خود به
مبارزه برميخيزد، تاهمه نيروهاي منفي كه پيرامونش را فراگرفته اندرا از خود دور كند.
مبارزه براي تندرستي اسـت، نه براي آسيب رساندن به خود و ديگران . در يك مبارزه،
دو نفر ميكوشند تا نقاط ضعف خود را بشـناسند، بدون اينكه بهم آسيب برسـانند.
در مبارزه كسي حقش خورده نميشود، زيرا قرار نيسـت يكي اول شود و يكي آخر.
هر دو نفر برنده هسـتند، زيرا در جريان مبارزه آموخته ها و تجربيات و سـطح
آمادگيشـان بيشتر خواهد شد . در مبارزه داوري وجودندارد، هركس در مورد ضعفها
و قوتهاي خود قضـاوت ميكند و درواقع اين استـاد است كه مبارزه را كنترل و راهبـري
ميـكند و در نهايت مطالب عمـيقي را در مـورد حقـيقت مبارزه به مبارزان مي آموزد...
ما با تمام نيرو و تلاش خود براي احـياء حقيقت مبارزه ميكوشيم . خواسـتن
تنها با بدست آوردن از بين ميرود و تا آن هنگام از كوشش و نبرد نخواهيم ايستاد ...
كسانيكه براي احياء حقيقت پيكار ميكنند ، رنج ميبرند و در نهايت پيروز خواهند شد.
حمید نصیری
در فلسـفه هنـرهاي رزمـي چيـزي بنام مسـابقه وجـود نداشـته و ندارد .
آنانـكه ميخواستند حقيقت را نابودكنند، مسـابقه را جايگزين مبارزه كردند.
مسابقه يك سيسـتم غربي است كه براي سرگرمي طراحي شـده است و
قوانين آنرا طوري وضع كردند تا ما را سرگرم بازي كنند، بنحوي كه هدفهاي متعالي
كه در هنرهاي رزمي وجود دارد را فراموش كنيم. دريك مسابقه رزمي، دو نفري كه
روبروي هم مي ايستند، ميكوشند تا ازهم امتياز بگيرند، به همين دليل چه
بخواهند و چه نخواهند به هم آسـيب ميرسـانند و هركس كه امتياز بيشتري بگيرد،
اول خواهدشد، نه كسي كه شايستگي بيشتري دارد. البته براي اينكه بگوينـد،
ارزشـهاي انسـاني نيز برايشان مهم هست ، كاپ اخلاق هم ميـدهند!
ازآنجايي كه ملاك درسـتي براي ارزيابي وجود ندارد، هميشـه يك عده وجود دارندكه
ادعا ميكنند حقشـان خورده شـده اسـت. نحوه برگزاري مسـابقات ، وزن كشي ،
گرفتن مبلغي جهت شـركت در مسـابقه ، سيستم داوري و . . . همه اينها جاي
تأمل دارد و بايد بررسي شود، هزينه و زمان زيادي كه صـرف اجراي يك مسابقه
ميشـود ونيز مجموعه اعمالي كه در يك مسـابقه انجام ميشود ، چه رسالتي را
دنبال ميكند. آيا چيزي جز آسيب رساندن به جسم و ذهن، تبليغات منفي و
سودجويي وسوء استفاده عده اي از اين جريان وجود دارد؟ همه كسـانيكه در يك
مسـابقه رزمي شـركت كردند و يا شـاهد آن بودند ميدانند كه مسابقه چيزي جز
بازي نيست . چرا خودتان را فريب ميدهيد؟
در فلسفه هنرهاي رزمي جسم جايگاهي مقدس است، از آن جهت كه
ذهن و روح پاك و متعالي، فقط در جسمي سالم ميتواند قرارگيرد وبه همين دليل
به سلامت و پاكي جسم اهميت زيادي داده ميشود. هنر رزمي ، هنر مبارزه كردن
است، نه مسـابقه دادن. مبارزه با ضعفها و بديها . مبارزه براي خود سـازي است و
نيز براي سـاختن جهاني سالم، بدوراز زشتيها وآلودگيها. مبارز، با نفس خود به
مبارزه برميخيزد، تاهمه نيروهاي منفي كه پيرامونش را فراگرفته اندرا از خود دور كند.
مبارزه براي تندرستي اسـت، نه براي آسيب رساندن به خود و ديگران . در يك مبارزه،
دو نفر ميكوشند تا نقاط ضعف خود را بشـناسند، بدون اينكه بهم آسيب برسـانند.
در مبارزه كسي حقش خورده نميشود، زيرا قرار نيسـت يكي اول شود و يكي آخر.
هر دو نفر برنده هسـتند، زيرا در جريان مبارزه آموخته ها و تجربيات و سـطح
آمادگيشـان بيشتر خواهد شد . در مبارزه داوري وجودندارد، هركس در مورد ضعفها
و قوتهاي خود قضـاوت ميكند و درواقع اين استـاد است كه مبارزه را كنترل و راهبـري
ميـكند و در نهايت مطالب عمـيقي را در مـورد حقـيقت مبارزه به مبارزان مي آموزد...
ما با تمام نيرو و تلاش خود براي احـياء حقيقت مبارزه ميكوشيم . خواسـتن
تنها با بدست آوردن از بين ميرود و تا آن هنگام از كوشش و نبرد نخواهيم ايستاد ...
كسانيكه براي احياء حقيقت پيكار ميكنند ، رنج ميبرند و در نهايت پيروز خواهند شد.
حمید نصیری
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:10 توسط حمید نصیری
|