سوگند

از روی پاکی و صداقت و بفرمان نهاد پاک انسان سوگند یاد میکنم:
    باتمام وجودخود جویای حقیقت راستین این هنرم. هنری به بزرگی همه آفرینشها.
هنر خود شناسی، هنر خود سازی و هنر پاکسازی جسم و ذهن از همه آلودگیهایی
که بشر امروز را گرفتار خود کرده است. به کلید خود شناسی دست خواهم یافت و از
دروازه های صداقت، پارسائی و ایمان گذر خواهم کرد تا به حقیقت وجود پی ببرم.
درسکوتی که به درون خویش راهبریم میکند...
      بفرمان سرشت پاک انسان
     غرور وخودستایی را ننگ میدانم، تملق وچابلوسی نمیکنم، فریادننگ آمیز فریب
خوردگان را نمی شنوم ، از دروغ و ناسپاسی و نیرنگ بیزارم ، خواب آلودگی را گناه
می شناسم ، بدون تلاش و نبرد جاودانه هیچگونه درخواستی از خدا ندارم ، بیدارم ،
هشیارم، خسته نمیشوم، میکوشم تا همانند همه پارسایان و همه مبارزانی که
برای احیای حقیقت جنگیدند، پشتیبان نبرد نیکی با بدی باشم.
       دروغ را بالاترین گناه میدانم، فراموش نمیکنم، خود فریبی را آفریدگار دروغ و
دروغ را آئینه سرتا پا نمای ناپاکی میدانم، دلهره و ترس ندارم و با تمام وجود خود
برای احیای حقیقت نبرد می کنم . راست می گویم حتی اگر بیم جان باشد ، دروغ
نمی گویم حتی اگر امید نان باشد.
   میکوشم تا هرگونه پلیدی و زشتی را از خود دور سازم. به هر واژه که از زبان جاری
گشت ارج مینهم. جان و روانم را از همه بندهای جانوری رها میکنم ومیکوشم تا از
همه وسوسه های نفسانی رهایی یابم. پوشاک ساده میپوشم، ساده و پاک زندگی
میکنم و سربلند و باشکوه زندگی را بدرود خواهم گفت.
  جسم را جایگاه روح میدانم و از این جهت برای سلامتی و پاکی آن میکوشم و با
هرگونه بیماری جسمی و ذهنی به مبارزه برمیخیزم.
  گنهکاران گذشته وحال را نفرین میکنم وبرای همه پاکان وپیام آوران نیکی و خیر
دعا می کنم. می کوشم تا در این دنیائی که هر کس حقیقت را بر اساس تفکرات و
ذهنیتهای خود معنی می کند، حقیقت واقعی را بشناسم و برای احیای آن مبارزه
میکنم . . .
حمید نصیری

تصاویر

تصاویر بیشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حقایقی دیگر از ورزشهای رزمی

 اندکی از ابتدای راه میگذرد. راهی که برای احیای حقیقت پیمودیم. اما تا رسیدن به
مقصود راه بسیار است...
   پس از اینکه اندکی ازحقایق ورزشهای رزمی امروز را نوشتم، عده ای شروع به نقدو
ایرادگیری کردند، که چرا میگوئی دیگر چیزی بنام ورزش رزمی وجود ندارد و چرا همه را
متهم میکنی ؟ چه اشکالی دارد برای آموزش رزمی پول دریافت شود ؟ و دلیلشان هم
این است که در همه جای دنیا برای آموزش پول دریافت میشود! ویا گرفتن مدرک و
حکم چه اشکالی دارد؟ وایرادهائی ازاین قبیل . . . و برخی دیگر گام را از این هم فراتر
نهادند و مرا متهم کردند که بدنبال خودنمائی هستم! ویا عقاید خاصی را ترویج میکنم!
و مرا فرد معلوم الحالی معرفی کردند که عاقبتم مانند فلان کس خواهد شد!
  ابتدا باید بگویم که از نظر من گرفتن حکم و مدرک وعنوان و لقب ودرجه وغیره هیچ
اشکالی ندارد بشرطیکه گرفتن اینها هدف نباشد، وازاینها سوء استفاده نشود. وباعث
نشودکه فلسفه ی حقیقی هنررزمی را ازیاد ببریم. ویا بخاطر گرفتن آنها سلامت جسم
وذهنتان را به خطر اندازید. ولی خودتان هم میدانید که این چنین نیست...
  واقعا خیلی متأسفم برای خودم اگر این همه وقت و هزینه و تلاشی که میکنم برای
خودنمائی ویا ترویج افکار وعقاید خاصی باشد وخیلی بیشتر متأسفم برای آن گروهی
که بجای حمایت از اندک کسانیکه برای احیای حقیقت تلاش میکنند، فریب بیگانگان
را میخورند و تلاش خود را میکنند تا اندک صدای باقیمانده از حقیقت را ساکت کنند.
تا بدین وسیله راه را برای سودجویان و سوء استفاده کنندگان هموار سازند. چه بسیار
کسانیکه در لباس مسئولین ورزشهای رزمی و نماینده ی رشته های مختلف و یا اساتید
هنرهای رزمی دارند با عناوین و القاب مختلف مردم را بازی میدهند و همه چیز را به
تمسخر گرفتند وبا درست کردن ظاهری زیبا برای خود وسوء استفاده ازکلمات والقاب
مختلف ازاعتماد وسادگی گروهی ازمردم سوء استفاده میکنند. وکسی هم نیست که
چیزی به آنان بگوید و مانع این سودجوئیها و سوء استفاده ها شود. حال که من اندکی
از حقایق رزمی را که تقریبا همه میدانستند، بازگو کردم، و اندکی از فلسفه ی از یاد
رفته ی هنرهای رزمی را یادآوری کردم، زبان عده ای دراز شده است که توچرا حقیقت
را میگوئی!؟ و چرا میخواهی باظلم مبارزه کنی!؟ وعده ای دیگر اظهار میکنند که اصلا
اتفاقی نیفتاده است، همه چیز سرجای خودش است و همه چی آرومه! وعده ای دیگر
گفتند که از این ژستها خوششان نمیآید، که البته اگر میگفتند از چه ژستی خوششان
میآید حتما همان ژست را میگرفتم!
   وعده ای دیگر سکوت کرده اند و فقط تماشا میکنند و بیشترین زحمتی که میکشند
این است که گاهی اوقات مرا تأیید میکنند و کمی هم تعریف و تمجید مینمایند!
از آن طرف گروه اول که راه سودجوئی وسوءاستفاده و فریب مردم را پیش گرفتند و
کاملا گمراهند و دیگر امیدی به آنان نیست و از این طرف گروه دوم که اگرچه میبینند
چه دارد بر سرمان میآید ولی سکوت کرده اند و فقط تماشا میکنند... هر دو گروه با هم
همدستند، اگر چه جور دیگری تظاهر کنند ویا خودشان ندانند. تنها امیدی که هست
کسانی هستندکه سخن حق را میشنوند وبدون غرور وتعصب وقصد ونیت آنرا به گوش
دیگران میرسانند و بدان عمل میکنند و برای احیای آن تلاش میکنند...
          چرا عده ای نمیتوانند قبول کنند که همه چیز دارد از دست میرود؟ چرا بعضیها
نمیخواهند بپذیرند که دیگر چیزی بنام ورزش رزمی وجود ندارد و آنچه هست تنها اسمی
است که از آن باقی مانده است؟ زیرا با قبول کردن این مطلب خودشان هم زیر سوال
میروند!
    برخی از رزمیکاران بمن میگویند ما استادان زیادی را میشناسیم که بصورت اصولی
هنر رزمی را آموزش میدهند و انسانهای قابل احترامی هستند وحرفهای زیادی برای
گفتن دارند.. البته من بتمام اساتیدبزرگ وحقیقی هنرهای رزمی که فلسفه ی رزمی
را از یاد نبرده اند احترام میگذارم و وجودشان را باعث خیر میدانم. اما باید بگویم اولا
تعداد این اساتید بسیار کم است وثانیا شاید ملاکهائیکه شما برای یک استاد حقیقی
در نظر دارید چیز دیگری باشد. مثلا شاید کسی که اصول اخلاقی را رعایت میکند یا 
حرکات وضربات را ازنظر شما زیبا اجرا میکند ویا گمان میکنید که اطلاعات رزمی خوبی
دارد و یا میتواند بخوبی نمایش رزمی اجرا کند را استاد بزرگی بدانید...
  بگذارید اندکی در مورد خصوصیات یک استاد حقیقی صحبت کنیم تا شاید بتوانید بهتر
قضاوت کنید.
   یک استادحقیقی درهنرهای رزمی باید همه ی مراحل خودشناسی را پیموده باشد،
یعنی باید فلسفه وجود خودش وعلم حرکات را بخوبی درک کرده باشد واز نظرجسمی
و ذهنی به تعادل رسیده باشد. منظور این است که باید کاملا سالم باشد و هیچگونه
بیماری جسمی و ذهنی نداشته باشد و نیز علم کافی در مورد اجرای صحیح حرکات و
مبارزه را داشته باشد و بتواند عملا آنها را اجرا کند. البته منظور این نیست که تظاهر
به این چیزها بکند بلکه باید واقعا آنها را کسب کرده باشد.
    کسیکه نتواند خودش را درمان کند، نتواند بر نفس خود غلبه کند، ویا دروغ بگوید هر
چند اندک، حق دیکران را بخورد و یا از دیگران سوء استفاده کند، چگونه میتواند استادی
حقیقی باشد. کسیکه درگیر مشکلات خانوادگی واجتماعی باشد ونتواند راه حلی برای
آنها پیدا کند چطور میتوان نام استاد را بر او نهاد. کسیکه هنوز درگیر مسائل مادی و
اقتصادی است وبه این فکر میکند که کی اول ماه میشود تابتواند شهریه ی هنرجویان
را دریافت کند تا بتواند آنرا بزند به یک زخم زندگی اش! چطور میشود او را یک انسان
متعادل دانست واز او توقع داشت که راهنمای خوبی برای هنرجویان باشد.
   البته اشتباه قضاوت نکنید منظورم این نیست که یک استاد نباید زندگی کند و یا
باید در گوشه ای دور از انسانها ریاضت بکشد نه اتفاقا برعکس یک استاد حقیقی مثل
همه ی مردم زندگی میکند، و بیشتر از همه ی آنها رنج میبرد ولی تفاوت او با دیگران
این است که روش مبارزه با مشکلات زندگی را میداند. او هیچگاه نا امید نمیشود و
همیشه در راه مسقیم باقی میماند. او همیشه پیروز خواهد بود و هیچگاه در برابر
زورگویان سرش را خم نمیکند وهرگز نمیهراسد. راه او مبارزه است، مبارزه با ضعفها و
نقصهای انسان. مبارزه در رزمی به آن معنا نیست که بتوانید پا را بالای سرتان بیاورید
و بر سر حریفتان بکوبید و یا با مشت و لگد به جون هم بیفتید و به همدیگر آسیب
برسانید. هنررزمی فقط دفاع شخصی نیست. یک استادحقیقی مدافع حقوق مظلومین
است وحاضر است از همه ی منافع شخصی اش بگذرد تا حق مظلومی پایمال نگردد...
کسانیکه آلوده ی شیوه ی اجرائی هنرهای رزمی درزندگی امروز شده اند نمیتوانند
استادحقیقی باشند زیرا فلسفه هنرهای رزمی امروز بازی وسرگرمی و اجرای نمایش
و همایش ودادن تقدیرنامه واحترامات ظاهرا زیبا ولی توخالی وچسباندن القاب وعناوین
ودرجات مختلف بخودشان است. بکجا میروید؟ به چه چیز مشغولید؟ به خودتان بیائید.
من واقعا از خامی این پختگان بنام در عجبم!
اکنون با خواندن این مطالب که فقط اندکی از خصوصیات یک استاد حقیقی بود باز هم
فکرمیکنید دراین زمان چیزی بنام هنررزمی واستادحقیقی رزمی وجود دارد؟ اگر وجود
دارد به همه معرفی اش کنید تا همه بتوانند از وجودش استفاده کنند.
   چرا فکر میکنید گرفتن حکم و مدرک و پرداخت پول بابت آن اشکال ندارد؟ حال اگر
میخواهید به کسی حکم و مدرک بدهید اشکال ندارد ولی چرا این همه پول بابت یک
تکه کاغذ که شاید فقط بدرد آویزان کردن به دیوار بخورد میدهید و میگیرید. اساتیدی
که به این مدارک و احکام افتخار میکنند بیمار هستند. من به کسی توهین نمیکنم
حقیقت را میگویم. یک استاد حقیقی باید به اعمال و رفتار وکردارش افتخار کند نه به
یک تکه کاغذ بی ارزش. برخی ازاین افرادی که خودرا میخواهند بزور استاد بنامند آنقدر
وابسته ی این احکام و مدارک و کاغذها شده اند که اگر این مدارک را از آنها بگیرید
مانند بچه ای که اسباب بازیش را گم کرده است شروع به گریه کردن میکنند! وهمه ی
هویت خود را از دست رفته میبینند.
   البته منظور من این نیست که هرکسی حکم و مدرک میگیرد انسان بدی است و یا
هرکس حکم و مدرک نمیگیرد حتما انسان خوبی است. خواهش میکنم نفس کلام را
درک کنید نه ظاهر آنرا. شاید این مطالب برای بسیاری سنگین باشد و نتوانند آنها را
هضم کنند برای اینکه نمیتوانند غرورشان را زیر پا بگذارند و حقیقت را بپذیرند و برخی
آنقدر درآلودگیهای زندگی مادی امروزی فرو رفته اند که بازگشت برایشان دشوار است.
برای آندسته از افرادیکه دنبال ایراد گیری هستند دوباره توضیح میدهم که منظور من
این نیست که گرفتن مدرک و حکم و تقدیرنامه ودرجه و رتبه بد است و یا شرکت در
مسابقات و نمایشات و همایشات حرام است! بلکه منظور این است که این مسائل
هیچ ربطی به اصالت هنر رزمی و فلسفه ی حقیقی آن ندارد. همه ی اینها خوبست
ولی این اعمال را بنام یک هنرجو یا استاد و بنام هنرهای رزمی انجام ندهید...

    اما با این همه راه را روشن میبینم و خوش بین و امیدوارم زیرا همه چیز در دست
خودمان است. مطمئن هستم که روزی به دوران شکوه وافتخار درهنرهای رزمی
خواهیم رسید واساتید حقیقی ظهور خواهند کرد و تا آن روز از نبرد و مبارزه برای
احیای حقیقت  باز نخواهیم ایستاد... 
                                                                                  حمید نصیری

نحوه صحیح اجرای ضربه چرخشی

نحوه صحیح اجرای ضربه تیغه پا

نحوه صحیح اجرای ضربه سینه پا

اصول پایه در کلاسهای رزمی

در یک کلاس رزمی همه هنرجویان تحت تأثیر رفتار و گفتار مربی و نیز محیطی
که درآن آموزش میبینند هستند وچه بخواهند وچه نخواهند از آنها الگو میگیرند.
      مجموعه اعمالی که توسط مربی صورت میگیرد ارتباط مستقیمی با عملکرد
هنرجویان خواهد داشت.  یعنی یک مربی باید خودش از آمادگی جسمی و ذهنی
خوبی برخوردار باشد و نیز مهارت و اطلاعات کافی در مورد اجرای صحیح حرکات را
کسب کرده باشد وبتواند بصورت عملی آنهارا اجرا کند ونیز آموزش دهد تابتواند
کلاس سالم و مفیدی داشته باشد. برای رسیدن به این مقصود یک مربی هیچگاه
نباید فکر کند که به پایان راه رسیده است و دیگر نیازی به آموختن ندارد. او باید
علاوه بر اینکه آموخته هایش را به هنرجویان انتقال می دهد، همواره خودش نیز
در پی کسب آموخته های عمیق تری باشد. هر قدر هم که دانش و مهارت داشته
باشید بدانیدکه همیشه قدمی دیگر برای برداشتن وجود دارد. پس غرور خودرا کنار
بگذارید و برای کسب تجربیات جدید حرکت کنید و از کسانی که میتوانند شما را
راهنمائی کنند آموزش بگیرید.
   مسئله بعدی کنترل کلاس و هنرجویان است. توجه داشته باشید که هنرجویان
استعداد و سلیقه های مختلفی دارند و ممکنست که هرکدام انتظاراتی از کلاس
و مربی خود داشته و توقع داشته باشند که همه آنها برآورده شود. این را بدانید
که این مربیست که باید کلاس را کنترل کند نه هنرجو ... پس به او بیاموزید که
برای رسیدن به هدفش باید صبر داشته باشد و خودش را با کلاس هماهنگ کند.
او باید بیاموزد که همه چیز آرام آرام اتفاق میافتد و نمیتواند همه چیز را یکجا
و یا در مدت کوتاهی دریافت کند، پس باید به مربی خود اطمینان کند.
       همیشه در یک کلاس افرادی هستند که ممکن است با شیوه آموزش شما
موافق نباشند و  یا از چیزهائی ناراضی باشند و  بخواهند نظم و آرامش کلاس را
به هم زنند. اگر میخواهید کلاستان پا برجا باشد، باید بتَوانید آنها را کنترل کنید،
در غیر این صورت بهترست بدون هیچ ملاحظه ای این افرادرا از کلاس اخراج کنید.
ضرب المثلی هست که می گوید: شما به هیچ وجه نمی توانید به خوکها آواز
خواندن را بیاموزید. با این کار هم وقتتان را تلف میکنید و هم خوک را ناراحت.
   یک مربی باید همیشه کلاسش را خودش اداره کند و نباید غیبت داشته باشد و
یا دیر سر کلاس بیاید. زیرا در هر صورت او الگوئی برای هنرجویان است و نیز باید
از هنرجویان بخواهد که آنها نیز غیبت نداشته باشند و کلاس را جدی بگیرند.
         احترامات را در کلاس جدی بگیرید. کسی که برای مربی و کلاس و آنچه که
میآموزد احترامی قائل نیست هیچکدام از آموخته هایش ارزشی نخواهند داشت.
داشتن استعداد وتوانائی اهمیتی ندارد اگر احترام به مربی وقوانین وجود نداشته
باشد.
  کلاس رزمی جائی است برای کسب تجربیات معنوی نه جائی برای بازی و تفریح
و سرگرمی و یا پر کردن اوقات فراغت. کلاس های رزمی در قدیم در معابد برگزار
میشد و معبد جائیست برای عبادت. پس باید مکان تمرین خودرا مقدس بدانید
و آنرا از آلودگیها پاک کنید.
     هیچ وقت در یک مکان آلوده تمرینات رزمی را انجام ندهید. همیشه قبل از
ورود به کلاس همه جا را تمیز کنید و پس از تمیز کردن کلاس و قبل از شروع
تمرینات از هنرجویان بخواهید تا چند دقیقه به مراقبه بنشینند تا بتوانند تفکرات
منفی وآلودگی ومشکلات وناراحتیهای روزمره را که دردرونشان است بیرون بریزند
و سپس با تمرکز و آرامش به انجام تمرینات بپردازید.
      بعنوان یک مربی باید نسبت به همه اعضاء کلاس احساس مسئولیت کنید.
اگر دیدید کسی حواسش به تمرین نیست بدانید که مشکلی داردپس سعی کنید
راهنمائیش کنید.
     برای اینکه همه با اعتقادات و اصول و قوانین کلاس آشنا باشند، بهتر است
متنی را بعنوان سوگند تهیه کنید و با خطی خوش بنویسید و قاب کنید و جائی
نصب کنید تا در معرض دید همه باشد، تا همه بتوانند  آنرا بخوانند و اصول را
برای خود یادآوری کنند. میتوانید از سوگندی که در وبلاگ است استفاده کنید.
  سعی کنید کلاس را با سکوت و آرامش برگزار کنید. از گذاشتن آهنگ در کلاس
خودداری کنید. در پایان کلاس دوباره به مراقبه بنشینید و چیزهائی را که دریافت
کردید برای خود مرور کنید . . .
     اگرچه شاید هیچکدام از اصولی که گفته شد را در هیچ کلاسی نیابید، اما برای
رسیدن به آنها باید تلاش کنید و پس از رسیدن به آنها بدانید که تازه گام اول را
برداشته اید و سپس برای رسیدن به مرحله ی بعد آماده باشید. برای رسیدن به
هدف نباید نا امید شوید و نباید تحت تأثیر الگوهائی که رسانه ها تبلیغ میکنند
و نیز آنهائی که بازیچه ی دست شیطان هستند قرار گیرید. بدانید که وقتی با
صداقت و برای خداوند گام برمیدارید، نیروهائی به کمکتان خواهند آمد . . .
حمید نصیری

تصاویر کشش و نرمش 2

کلام زنده

_ اسرار بزرگ روح الهی تنها بر کسی فاش میشود، که استحقاق رسیدن به کانون خدا
را کسب کرده باشد.
_ زمین کلاس درسی است که روح در آن به بلوغ معنوی میرسد.
_ همیشه پله ای دیگر از حقیقت پیش روست.
_ کسی میتواند مست خدا شود که قادر به نوشیدن شهد عشق خالص خدا باشد.
_ هدیه الهی را تنها هنگامی میتوان دریافت کرد، که قلب خالص و نرم و ذهن از
تردیدها و هراسها رها شده باشد.
_ روح الهی را نمیتوان اغفال کرد.
_ تا خودتان اجازه ندهید هیچ چیز نمیتواند به شما آسیب برساند.
_ چه بسیارند فرا خوانده میشوند، اما برگزیدگان اندکند.
_ آزادی معنوی زمانی بدست میآید که همه محدودیتهای جسم و ذهن محو شوند.
_ دائما ایثار کن تا دائما دریافت کنی.
_ وقتی ما به اسرار زندگی پی میبریم، زندگی به ما پاداش بیشتری میدهد.
_ حق شناسی و شکر گذاری دروازه ی بهشت را بروی ما میگشاید.
_ آموختن تسلیم، مستلزم تحمل ضربات پیاپی است.
_ هر قدر از نردبان آگاهی بالاتر می رویم بیشتر متوجه می شویم که آزادی معنوی
مسئولیت بیشتری را به همراه دارد.
_ بهای هر چیز را باید با سکه واقعی پرداخت.
_ پیکری از دانائی در اطراف انسان وجود دارد که حاکم بر رفتار ماده و جسم است.
_ حیات از وحدتی برخوردار است که چون شخصی خویش را فراسوی زمان و مکان
انعکاس دهد میتواند این وحدت را مشاهده کند.
_ خداوند بطور خاص ابدا نگران امور انسان در زمین نمی باشد. تمام آنچه او بدان
اهمیت میدهد، بقاء روح در شکفتگی معنوی است.
_ ما به این منظور اینجا فرستاده شده ایم تا در زندگی تجربیات معنوی کسب کنیم
تا بتوانیم به سمت خدا بازگشت کنیم و بااو همکار شویم. این تنها هدف از هستی
ما در اینجاست. در حالیکه اراده به شفای یک شخص یا نیت کمک کردن به او دریک
مشکل ممکن است به هیچ عنوان در جهت شکوفائی معنوی وی موثر نباشد.
_ ما همچون روحهای محک نخورده به اینجا فرستاده شدیم تاتصویه معنوی را پشت
سر بگذاریم. به مانند کودکانی که باید به مدرسه بروند و باید بیاموزند که جایگاهی
در جهانهای معنوی برای خود کسب کنند.
_ بیشتر بدبختیهای بشر به دلیل نادانی اوست. او تا هنگامیکه نداند قوانین جهانهای
معنوی بر چه اساس استوار است واینکه این قوانین کنترل کننده هستی وسرنوشت
او میباشند، کمابیش مانند تخته ای شکست خورده بر امواج متلاطم زندگی است.
_ نخستین کاری که باید انجام داد، خاموش کردن ذهن است.
_ کیهانهای خدا نه تنها از نظم برخوردارند بلکه نوعی رابطه درونی در بینابین همه
هستی حضور دارد که بر همه چیز حاکم است.
_ تنها در صورتی که یک روح درک کند که در درون خویش کامل است، می تواند بر
رنجهایش فائق آید وگر نه تا روزی که خود را به منزله یک روح مذکر یا مؤنث بنگرد
هنوز قرنها تلاش در پیش دارد تا به درجه کمال نائل آید.
_ در وجود هر فردی همه چیز از درون روح سرچشمه میگیرد.
_ لازمه تحقق هر امری ابتدا انگیختن باورهائی در جهت تحقق آن است.
_ شرایط فعلی بشر نتیجه زندگیها و اعمال گذشته خود اوست. فهمیدن این اصل به
معنای کشف کردن علتها و شرایطی است که در حال حاضر بر او حاکم می باشند و
اغلب به آنجا می انجامد که آینده نیز بر وی فاش خواهد شد.
_ وقایع فقط در لحظه ی حاضر هستی دارند. این ما هستیم که آنها را از دیدگاههای
گوناگون مشاهده میکنیم و به این ترتیب مفهومی بنام زمان میآفرینیم.
_ هیچ عنصری در سراسر عالم وجود به حکم تصادف رها نشده است.
_ یک فرددقیقا درلحظه ای تولد میابد که استحقاقش راکسب کرده است ودرشرایطی
پا به جهان می گذارد که مناسب با مرحله بعدی توسعه معنوی او باشد. هر شخص
درجایگاهی واقع شده که برای خود کسب کرده است واگر از شرایط موجود ناخشنود
است پس باید در درون خود علتهایش را برانگیزد تا منجر به وضعیت بهتری شود.
_ اگر نتوانی جهانت را کنترل کنی پس باید توسط آن کنترل شوی.
_ زندگی جاده ای ناهموار است. حتی آن کسانی که از مردم دوری کرده اند و در خلوت
زندگی میکنند هم از این ناهمواریها و پستی بلندیهای زندگی درامان نخواهند بود.
_ بدست آوردن درجاتی در هر زمینه بی آنکه مراحل آمادگی را برای رسیدن به آن
درجه از موفقیت احراز کرده باشیم بر خلاف قانون هستی بوده و تاوان بزرگی دارد.
_ از جنبه معنوی وقتی نسبت به یک شیء شناخت بدست می آوریم، که خود آن
شویم. این هنر بودن است.
_ آزادگی رهائی از قید تن و شرایط محیطی جهان مادی است. هیچ زنجیری نمیتواند
روحی را که از قید ماده، انرژی، زمان و مکان رها گشته است را محصور کند.
_ هیچ فردی در این هستی نمیتواند به تنهائی تمامی حقیقت را صاحب گردد.
_ هرکجا کالبد فکریتان را قرار دهید بقیه وجودتان، از آن تبعیت خواهد کرد.
_ شجاعت و ایمان به خودتان جواب تمام سؤالهایتان است.
_ اگر در آگاهی کامل در هر لحظه زندگی کنیم از همه چیزهائی که در کیهان اتفاق
میافتد آگاه خواهیم شد.
_ مادامیکه اراده روحانی فعال باشد چیزی بنام شکست وجود نخواهد داشت.
_ هیچکس علی رغم مقامی که ممکنست در طریق معنوی کسب کرده باشد، تأکید
بر این ندارد که در سطح بالاتری از دیگران واقع شده است.
_ دانش نهان در درون هر شخص وجود دارد و اگر در وجود کسی مراتب بالاتر آن نمود
پیدا کند به دلیل این است که شخص دانش درون خود را زودتر تشخیص داده است.

_ اگر ما آرامش را از خدا قبول کنیم، تمام موانع ناپدید میشوند. اگر حرف زدن و
فکر کردن را متوقف کنی، هیچ چیز نیست که نتوانی بفهمی.
_ اگر در تعقیب روشن بینی معنوی باشی، ناپدید میشود، هیچگاه نه در جستجو باش
و نه چشم به راه، زیرا همه آن چیزی که میخواهیم همین جاست.
_ همه اشخاص در سطحی از آگاهی هستند که خودشان برای خودشان بوجود آوردند و
نباید برای رفتن به مراحل بالاتر تحت فشار واقع شوند.
_ تفاوت میان ما در بهره گرفتن یا نگرفتن از قانون الهی نیست، بلکه به نسبت
فهمی است که از این قانون داریم.
_ معنویت را نمیتوان تعلیم داد بلکه باید آنرا کسب کرد.
_ ذهن بروی هر چیزی تمرکز کند جزئی از آن میشود، به عبارت دیگر ما شبیه چیزهائی
میشویم که بیشتر به آنها فکر میکنیم.
_ سکوت کنندگان، حکمران امواج بزرگ صوتی در تمام جهانهای هستی هستند.
_ صوت در واقع جریان موجی است که مجموعه تعالیم منتشر شده توسط خدا را در
بر میگیرد. بواسطه همین موج است که خدا همه چیز را آفریده و نگاه میدارد.
_ ما در خدا زندگی میکنیم و وجودمان را به او مدیونیم.
_ هیچکس تا به حال با منطق ، متافیزیک، خواندن ، گوش سپردن به سخنرانیها و یا
شرکت در کلاسهای مختلف، آزادی معنی کسب نکرده است.
_ در بقای زمان حال است که ما با حرکت خود از نقطه ای به نقطه دیگر در امتدادی
که زمان مینامیمش مواجه میشویم.
_ انسان در قالب زمان به ابدیت فکر میکند و از آنجائی که در ابدیت زمانی وجود
ندارد مکانی نیز وجود نخواهد داشت. در ماوراء بزرگ هیچ فضائی وجود ندارد.
_ من و شما در اداره تمام مردم و همه چیز در هستی سهیم هستیم.
_ عشق تمام پیوندها را با این زندگی دنیائی خواهد گسست.
_ زندگی یک تداوم بینهایت اکنون هاست.
_ در عین داشتن عدم صداقت، نمیتوانیم یک زندگی معنوی را دنبال کنیم.
_ اگر ما در آرزوی چیزی باشیم، شروع به حرکت به سمت ما خواهد کرد، مگر آنکه
آرزوی قوی تری آنرا به سمت خود بکشد.
_ تقدیم کردن بدون انتظار پاداش آغاز جاودانگی است.
_ وقتی کسی هیچ نخواهد همه چیز را بدست خواهد آورد.
_ آرزو منشأ تمام دردهاست، پایان همه ی آرزوها آغاز جاودانگی است.
_ اگر در جاده ای که پر از چاله است در حال دوچرخه سواری باشیم و بخواهیم که در
هیچ یک از چاله ها نیفتیم، در همه آنها خواهیم افتاد.
_ این بدن معبد خداست و تو باید با خوشی در آن زندگی کنی، این برای تو امنیت به
بار می آورد. بیرون از آن دنیائی ناشناخته و نا امن وجود دارد که هیچ چیز در بر ندارد.
_  کسی که استعداد حرکت در جهانهای معنوی را بدست آورده باشد، به آنچه جهان
فیزیکی به او تقدیم میکند احتیاجی ندارد.
_ برای بدست آوردن هرچیز نباید خودرا درموقعیت محتاج بودن به آن چیز قراردهیم.
_ تمام مشکلات و شرایطی که در زندگی با آنها مواجه هستیم، آزمایشاتی نیستند
که توسط خدا برای تعیین درجه ضعف یا قوت ما مقدر شده باشند. بلکه شرایطی
هستند خود ساخته، چرا که ما نیاموخته ایم تا هدایت را در روح جستجو کنیم.
_ اکنون مردم در پی پدیده ها هستند. در حالیکه به جای آن میبایست در جستجوی
تزکیه خود باشند تا بتوانند هرچه بیشتر به مرکز الهی نزدیکتر شوند.
_ تنها آنکه در روحش خالص است خدا را خواهد شناخت.
_ روح با رسیدن به هر طبقه ای دانش مخصوص آنرا دریافت میکند، او درهر مرحله ای
احساس میکند که بر آنچه پائین تر از آن طبقه است مسلط است.
_ جهانها همه در یک محدوده مکانی واقع شده اند و تنها توسط کیفیاتشان از هم
جدا میشوند.
_ اگر ذره کوچکی از روشنگری معنوی که توسط یک ذهن کسب شده احتکار گردد،
نتایج اسفناکی به بار خواهد آمد.
_ هیچکس نمیتواند جام نور را تنها برای خودش نگه دارد، بلکه میباید آنرا در اختیار
دیگران در تمامی جهانهای هستی خدا قرار دهد.
_ اهریمن به زبان ساده همان جهل است.
_ تاریکی و عدم حضور نور به معنای عدم حضور روح خداست.
_ ما در جسم زندگی میکنیم اما آگاهی ما میتواند بواسطه روح در بهشت باشد.
_ به کسانی که حمل کننده نور هستند آزار مرسان، زیرا هر که چنین کند آزار به خود
او وارد خواهد شد.
_ هر کس از میوه الهی تناول کند از هر لطمه ای به هر صورتی، مصون خواهد شد.
_ هرکس به هر وسیله ای برای تغییر یا تأثیر ذهنی بروی کسی یا چیزی، از قبیل نماز
یا دعا متوسل شود در حال نقض قانون معنوی است و عقوبت سختی در انتظارش
خواهد بود.
_ هنگامیکه کسی در آزادی شخصی دیگر مداخله کرده و فضای او را اشغال کند، از
طرف طبیعت به شدت مجازات خواهد شد.
_ هیچکس قدرت قضاوت این را که چه چیزی برای وجدان دیگری خوب است را ندارد.
_ حقیقت در نهایت بر آنانکه قلب ساده ای داشته باشند آشکار خواهد شد.
_ اینطور نیست که خداوند چه میتواند برای شما انجام دهد، شماچه میتوانید بکنید؟
_ در راه دستیابی به کمال معنوی همواره یک قدم دیگر برای برداشتن وجود دارد.
_ از لحظه ای که پا به حیطه ی آگاهی معنوی میگذاریم، دیگر جویای چیزی نیستیم،
زیرا شک و تردید را در منزل پیشین بر زمین نهادیم.
_ تجربه خدا هرگز بصورت جمعی طرح ریزی نمیشود. چنین اعماقی از حقیقت فقط به
تنهائی درک میشود. بهمین دلیلست که کسانی که عنوان ناجیان، شفاعت کنندگان،
مردان خدا یا استاد را دریافت می کنند، نشانی از تنهائی بر چهره دارند، به ویژه در
چشمانشان. آنها دردو رنج نژادهای دنیارا چشیده اند وحس کرده اند، اما تنها هستند
هیچکس نمیتواند عشق یا زندگی را به آنها ایثار کند مگر مقام متعال.
 چقدر محدودند کسانیکه دریافته اند خودشان تمامیت و وحدانیت آفرینشند. در
حقیقت ما درمیابیم که واقعیتی خارج از ما وجود ندارد.
_ ما آن چیزی میشویم که خودمان بپذیریم.
_ انظباط آزادی به ارمغان میآورد، روزی که کلید کنترل حرکت خویش درونیمان را
بدست آوریم، آزادی وضعیت آگاهیمان خواهد بود.
_ زیستن در وضعیتهای بالای آگاهی فرد را قادر میسازد در عوض تجاوزاتی که، چه از
جانب بستگان و چه از جانب بیگانگان به او میشود، عشق نثارشان کند.
_ حقیقت از میان پرده مرگ روزانه، بشر را عروج میبخشد.
_ حقیقت مطلق فقط درنزد خداوندست. بنابراین تا رسیدن به حقیقت نهائی، حقیقت
در هر طبقه ای نسبی است.
_ هیچ بشری نمیتواند به جهانهای بهشتی وارد شود مگر اینکه ذهن و سایر متعلقات
جهانهای پایین را فرو گذارد.
_ فرد باید خود را به روح الهی تسلیم کند. این کلید ورود به جهانهای معنوی است.
_ هیچیک از ما در وضعیت هوشیاری یکسان با دیگران قرار ندارد. هریک از ما باید
طریق منحصر به خویش را بیابد.
_ من میتوانم راه را نشان دهم ولی قادر نیستم خداشناسی را به شما تزریق کنم.
_ رمز موفقیت در عنصر عدم وابستگی نهفته است.
_ خداشناسی وضعیتی از آگاهی است که از طریق شکوفائی معنوی در جهان ماده
و بوسیله ماده میسر میشود.
_ فرد باید لحظه عمل را دریابد و نگران نتیجه ای نباشد که عملش به بار خواهد آورد
نتیجه یک عمل هرگزنباید علت انگیزه او باشد. ونیز دچار انفعال وبیعملی هم نشود
_ هرگز نباید چشم به پاداش دوخته باشیم، چون اگر چنین کنیم وابسته به آن پاداش
خواهیم شد. ما باید به وضعیتی از ذهن دست یابیم که همچون آفتاب باشیم که
بر همه چیز میتابد بی آنکه انتظار چیزی در بازگشت داشته باشد.
_ فقر دامنگیر کسانی میشود که میگیرند اما بذل نمیکنند.
_ سلب خاطر از پدیده های دنیوی از روی اخلاص آخرین قدم پیش از ورود به حیطه
آزادی کامل است.
_ حرکت از یک طبقه به طبقه ی دیگر صرفا انعکاس وضعیت آگاهی ماست.
_ ذهن کیهانی حاکم بر همه ی جهانهای تحتانی است.
_ خطری بزرگ در کمین کسانی است که از دستورالعمل های مندرج در کتبی که در
قفسه های کتاب فروشیها یا کتابخانه ها یافت میشود، استفاده میکنند.
_ استاد حتی یکبار هم به پشت سر نگاه نمیکند تا ببیند آیا یک جوینده از او تابعیت
میکند یا نه و هرگز عده آنها را شمارش نمیکند.
_ اگر ما آرامش در خدا را بپذیریم، هر سد یا مانعی به خودی خود فرو میریزد.
_ هر آنچه بخواهیم هم اکنون هم اینجاست، کافی است به فراسوی جسم برویم و از
آن دیدگاه بیطرفانه جهان را نظاره کنیم تا همه چیز را آنطور که هست ببینیم.
_ هرکس باید مسئولیت هرآنچه را که انجام میدهد بپذیرد.
_ حیطه جهانهائی که در اطراف ما وجود دارند، ماورای تصور انسانی است.
_ هریک از ما کیهانش را با خودش حمل میکند.
_ هر شخص خودش حاکم مطلق جهان خویش است.
_ تمامی وقایع هم اکنون در این کیهان به ثبت رسیده اند و ما فقط میتوانیم آنها
را تجربه کنیم.
_ ما جزئی از همه چیز هستیم.
_ حقیقت هرگز به التماس و تضرع بی ارزش جوابگو نیست.
_ بشر امروز تجربیات روانی را به جای اکتساب وضعیتهای معنوی اشتباه میگیرد.
_ اگربدون انظباط درست قدرتهای ذهنی توسعه پیدا کنند، میتوانندمصیبت بیافرینند.
_ اگر شخصی نداند که به چه سو میرود، یا اینکه اکنون کجاست، یعنی از هیچگونه
توسعه معنوی برخوردار نیست.
_ کلید آگاهی معنوی درون یکایک ما نهفته است.
_ کمال همیشه یک قدم فراسوی آخرین قدم است.
_ برای تماس با روح الهی چه بهائی مایلید بپردازید.
_ بسیار معدودند کسانی که بفهمند، قرار نیست خدا در خدمت بشر کار کند بلکه این
بشر است که باید در خدمت خدا باشد.
_ همه در طلب اجابت خواستهای نفس حقیرشان خدا را جستجو میکنند، اما هرگز از
خود نمی پرسند، چه کاری را می شود برای خدا انجام داد.
_ خدا را برای دستیابی به سعادت دنیوی طلبیدن کریه ترین صورت مادیگری میباشد.
_ خلأ هیچ نسبتی با چیزی ندارد و مکان اصلی همه چیزهاست. خلأ مکان حضور الهی
است، واقعیتی است که خانه حقیقی او نام دارد و مبری از نفوذ هرگونه عناصر مادی
یا روانی میباشد.
_ بشر همیشه سعی میکند چاهی از فراموشی در کیهان حفر کند که در میان آن همه
کردارش، چه نیک و چه زشت، ناپدید شود.
_ طرق الهی برای آن گروه خاصی کاربرد دارد که به خاطر آن حاضر باشند از همه چیز
خود دست بشویند.
_  کسانیکه بنده حواسند، آنانکه به کار و شغل و تجارت دل بسته اند و آنانیکه در
سمت نگهبانی ازدولت وثروت خود در این جهانند، هرگز بهشت را رؤیت نخواهند کرد.
_ هیچ بشر یا گروهی از آدمیان که درون کیهان فیزیکی به سر میبرند دارای ظرفیتی
نیستند که در برگیرنده جامعیت کل خدا باشند.
_ انتهای راه هر تلاشی که در جهت معنویت به جا میآوریم شناختن خداست نه صرفا
احساس کردن و فکر کردن درباره آن.
_ جوینده باید از تمام اشیاء جهان مادی گذشته باشد تا بتواند از اسارت جهان ماده
خلاصی یابد. هرکس که در طلب پاداش در این جهان باشد، به اسارت آن پاداش تن
داده است. هرچه بیشتر ایثار کنی بیشتر دریافت میکنی.
_ اخلاقیات هرگز ما را به معنویت نزدیک هم نمیکند. اخلاقیات تنها نشانه هائی
هستند که در تناسب با رشد معنوی یک فرد به ظهور میرسند.
_ مهم نیست که عملا قدرتهای خاصی داشته باشید، زیراخدمت کردن وتسلیم خویش
معیار پاداش در جهانهای بهشتی است.
_ هرکس که به جایگاه معنوی خود افتخار کند به درجاتی به مراتب پائین تر از سایر
افراد سقوط میکند.
_ دشوارترین و آخرین مرحله تسلیم، صرف نظر کردن از نفس میباشد.
حمید نصیری

حقایق ورزشهای رزمی

 دیگر چیزی بنام ورزش رزمی وجود ندارد، آنچه هست تنها اسمی است که از آن باقی
مانده است. دیگر فلسفه ای درورزشهای رزمی وجود ندارد، آنچه هست تنهاوحشیگری
و حرکات نمایشی است. دیگر هیچکس برای یادگیری زحمت نمیکشد. همه یا برای
گرفتن مدرک میآیند یا گرفتن مدال و عنوان و لقب . . . بهتر است خودتان را فریب
ندهید، این یک حقیقتست. حقیقتی که اکنون از رزمی برجای مانده است. دیگر کسی
به نَفس ورزشهای رزمی اهمیت نمیدهد. نگاهی به تبلیغات رزمی بیاندازید :
         ( آموزش ورزش رزمی توسط استاد فلانی دارای مدرک مربیگری معتبر از چندین
فدراسیون جهانی! کمربند مشکی دان چند ! حکم داوری درجه ی بین المللی! وقهرمان
جهان در چند سبک ! و . . . ) . این تنها چیزی است که میتوان در مورد ورزشهای رزمی
امروزی گفت. اگر فکر میکنید که هیچ مشکلی وجود ندارد و اینها همه طبیعی هستند
یا خودتان هم جزء همین دار و دسته هستید یا دارید خودتان را به خواب میزنید.
    اگر میخواهید مسابقات شرکت کنید، اگر میخواهید حکم بگیرید و مدرک بفروشید،
و غرور و خودخواهیتان را به رخ دیگران بکشید، اشکال ندارد هر کاری میخواهید بکنید،
ولی بنام ورزشهای رزمی انجام ندهید و اسمتان را استاد نگذارید.
آیا مفهوم استادی این است؟ چرا کلمات به این پر معنائی را آلوده کسافت کاریهای
خود میکنید. شما نمیتوانید دو راه را در عین حال با هم بپیمائید. یا شیوه ی استادی
را برگزینید و برای خودشناسی و تزکیه نفس تلاش کنید، یا شیوه شیادی را برگزینید و
به دنبال خرید و فروش حکم و مدرک و عنوان و لقب باشید و دیگر از کلمات ورزشهای
رزمی و استاد و . . . هم سوء استفاده نکنید. میتوانید اسمش را بگذارید معامله،
مسابقه، سرگرمی، تفریح یا بازی و یا . . .
  نگاهی به نمایندگان ورزشهای رزمی بیاندازید. حتی قیافه شان هم به ورزشهای رزمی
نمیخورد. شاید در تمام عمرشان دو تا ضربه ی درست هم نزده باشند. اگر یک مشت
به شکمشان بزنید نفسشان بالا نمیآید. منظورم این است که حتی جسمشان هم
آمادگی ندارد چه برسد به روحشان. تمام زحمتی که برای گرفتن مربیگری و نمایندگی
درورزشهای رزمی کشیده اند، شاید دو سه جلسه شرکت در کلاس ونیز پرداخت کردن
مبلغی جهت دریافت عنوان نمایندگی است. چیزی شبیه به گرفتن نمایندگی پخش
چیپس و پفک نمکی ! چطور میشود در این مدت کوتاه یک رشته رزمی را یاد گرفت ؟
حتی اگر دوسه ماه یا شش ماه یا اصلا یکسال هم که باشد بازهم نمیشود. کسیکه
میخواهد به درجه استادی درهنرهای رزمی برسد باید سالیان دراز زحمت بکشدتاشاید
بتواند به این مقام نائل آید. حالا کسی که میخواهد نماینده یک رشته رزمی باشد را
خودتان حدس بزنید که حداقل چقدر باید زحمت کشیده باشد.
     شاید فکر کنید برخی ازسبکهای رزمی اینطور نیستند وحتما باید زمان مشخصی را
طی کنید تابتوانید درجه ای بگیرید. اما همانها هم دیگر جدی نیستند. اگر در آزمونهای
این سبکها شرکت کرده باشید، میبینیدکه دیگر هیچ چیز را جدی نمیگیرند، زیرا اگرجدی
بگیرند دیگر کسی درآن سبک ثبت نام نمیکند! تقریبا همه کسانی که اندکی استعداد
فیزیکی داشته باشند میتوانند در این آزمونها قبول شوند. حالا اگر هم سبکی باشد که
کمی جدی تر باشد، آنچه را که در آزمونهایش به آن اهمیت میدهد تنها جنبه های
فیزیکی وجسمی است، یعنی برایشان مهم نیست که شماچه هستید،فقط مهم این
است که چگونه ضربه میزنید !
    امروزه اگر وارد یک باشکاه رزمی بشوید ( البته از اسم باشگاه معلوم است که چه
خبر است ) هیچ نشانه ای از هنر رزمی نمیبینید. آنچه میبینید یکسری حرکات نمایشی
و داد و فریادهای بیجهت و اجرای فرمهای مصنوعی و بی روح است. همه چیز یا تظاهر
است و یا تلقین. اگر هم کسی باشد که بخواهد بطور جدی ورزش رزمی رابیاموزد،پس
از مدتی از اجرای این حرکات مصنوعی و مکانیکی دلسرد و نا امید میشود.
  در کلاسهای رزمی دیگر احترام به معنای واقعی آن وجود ندارد. اگر احترامی هم باشد
فقط ظاهری و از روی عادت و برای ارضای غرور و خودخواهی آنان است. زیرا دیگر چیزی
نمانده که بخواهند به آن احترام بگذارند. در یک کلاس رزمی در مورد همه چیز صحبت
میشود جز حقیقت هنر رزمی. هیچکدام از مربیان چشم دیدن مربیان دیگر را ندارند.
دیگر کمتر کسی پیدا میشود که برای استاد خود احترام واقعی قائل باشد. زیرا دیگر
استادی به معنای واقعی وجود ندارد. هنرجو میبیند استادش هم مانند دیگران است.
هم دروغ میگوید، هم غیبت میکند، هم تهمت میزند، هم حق دیگران را میخورد، وهم
درگیر همه بیماریهای جسمی و ذهنی است. شاید این فرد را بتواند بعنوان یک انسان
قبولش کند، اما نمیتواند او را بعنوان استاد و الگوی خود قرار دهد و اگر هم این کاررا
بکند مسلما او هم شبیه استادش خواهد شد.
       چندتا از مربیان رزمی را میشناسید که بدون داشتن غیبت درهمه کلاسهای خود
حضور داشته باشند؟ چند تا از مربیان رزمی را میشناسید که از ابتدای شروع کلاس تا
انتهای آن خودشان کلاسشان رااداره کنند؟ وقتی مربیان خودشان کلاس راجدی نگیرند
چگونه میتوانند به هنرجویانشان بیاموزند که جدی باشند؟
       من این مطالب را نمینویسم که بعضی از شما آنرا رد کنید و بعضی دیگر از آن
تعریف و تمجید کنید. در هر صورت همه اینها حقیقت است. چه خوشتان بیاید و چه
بدتان بیاید. هدف من این است که شما را اندکی به فکر وادار کنم. چرا همه چیزرا به
بازی گرفتید ؟ چرا همه چیز را مسخره میکنید ؟ به کجا میروید ؟ آیا زمان آن نرسیده
که بخود آئید ؟ طرف صحبت من بیشتر مربیان رزمی هستند، آنان که کلمه ی استاد
را بدنبال خود میکشانند. کمی بیندیشید. آیا واقعا استاد هستید؟ شما نسبت بهمه
کسانیکه از شما آموزش میگیرند مسئولید. بهتر است غرورتان را کنار بگذارید. شاید
این آخرین فرصت باشد. شاید ظاهرتان را طوری درست کرده باشید که دیگران نتوانند
بفهمند که چه هستید و چه میکنید. ولی هرگز نمیتوانید خودتان را فریب دهید.
نویسنده : حمید نصیری

آموزش ضربات پا

برای اجرای صحیح یک ضربه باید اصول و قوانین خاصی را رعایت کنید.
برای آشنائی با این اصول در قسمت موضوعات مطالب روی قانون و
اصول ضربات کلیک کنید.

آموزش مبارزه

برای اینکه یک مبارز حرفه ای شوید باید اصول اولیه مبارزه را بیاموزید:
نحوه ایستادن و مهارت در حرکت، دفاع، حمله، حرکات فریبنده،
زمانسنجی، ضد حمله، ضربه بازدارنده ، سرعت و تاکتیک در مبارزه .
برای توضیح بیشتر در مورد هرکدام از این موارد در قسمت موضوعات
مطالب روی کلمه مورد نظر کلیک کنید.

مراقبه، مدیتیشن، نیایش، دعا

 سطوح خاصی برای درخواست معنوی از خدا وجود دارد . دادخواست پائین ترین
روش در تقاضای اجابت درخواستهای معنوی و مادی است. عده بی شماری از این
روش استفاده میکنند زیرا سادگی آن برای کسانی طراحی شده که هیچ راه دیگری
برای تقاضا ازخدا نمیشناسند. این همان التماس کردن وجستجو کردن ودرخواست
کردن ازمقام متعال جهت بدست آوردن آن چیزیست که اکتسابش خارج ازحیطه
توانائی جستجوگر میباشد. اما باید بخاطر داشته باشید که برای بدست آوردن هر
چیزی لازم است که جایگاه معینی درزندگی خود بدست آورده باشیم. اگر پائین تر
از سطحی قرار گرفته باشیم که شرط لازم برای کسب آن چیز است، بدیهی است
که آنچه طلب میکنیم هرگز از آن ما نخواهد شد. آنچه دریافت میکنیم دقیقا در
تناسب با درجه ای از توسعه معنوی است که کسب کرده ایم.
       اگر هیچ یک از درخواستهایمان مستجاب نشد، به احتمال قریب به یقین، از
جهت معنوی هیچ پیشرفتی نداشتیم. ونیز باید بدانیدکه حقیقت هرگز به التماس
و تضرع بی ارزش جوابگو نیست.
    سطح دوم نیایش و دعا کردن و اعمال مذهبیست که افراد مختلف به روشهای
متفاوت انجام میدهند و این چیزی است که در همه ادیان الهی وجود دارد. معمولا
افرادی که این اعمال را خالصانه انجام میدهند به مرحله فهم و درک از اعمال و
کردارشان رسیده اند. آنها فهمیده اند که چه اشتباه و خطاهائی انجام داده اند و
برای بخشیده شدن و آمرزش گناهان متوسل به دعا و نیایش میشوند.
     نیایش واقعی سبب میشود انرژی مثبت جهان به سمت فرد جریان یابد و نیز
عاملی  برای آرامش نسبی در افراد است. پس ازدرک قانون عمل و عکس العمل
و علت و معلولهائی که اعمال ما را تحت الشعاع خود قرار داده است و تسویه
حساب و ایجاد آرامش، فرد میتواند عبادت ونیایش خودرا با تمرکز بیشتری انجام
دهد و وارد مرحله بعد میشود.
       مرحله بعد را میتوان مدیتیشن یا تمرکز معنی کرد. مدیتیشن نوعی نیایش
ذهنی است و عبارتست از تمرکز و توجه بر روی یک هدف تا هنگامیکه آن هدف
تحقق یابد. دراین نوع تمرکز فاعل در سکوت مینشیند و افکارش را دریک راستای
واحد نگه میدارد. حواسش مجذوب و نگاهش خیره است. اما نه در تلاش دیدن و
در این حال کلمات مقدس را زمزمه میکند. این روش در آئین های هندی و غربی
بسیار مورد سوء استفاده قرار گرفته است. پس اگر خواستید وارد این مرحله شوید
هوشیار باشید. اغلب اعمالی که هندوها و غربیها انجام میدهند، فقط ساخته ذهن
آنهاست و حقیقت ندارد. هرچند بعنوان یک مسئله ذهنی حقیقت دارد ولی نتایجی
که آنان مدعی هستند را نخواهد داشت . . .
  مدیتیشن وضعیتی است که در آن فرد میکوشد، آگاهی را بدرون خود جذب کند
جستجوگر امیدوار است که نشانه های خدائی در او نزول کند.
      مرحله بعد مراقبه است. کلمه مراقبه به معنی مراقبت کردن است. مراقبه
معطوف کردن توجه به یک موضوع معین و تعمق و اندیشیدن در مورد آنست.
مراقبه با مدیتیشن تفاوت دارد. زیرا موضوع مراقبه و الهامات دریافتی به ما
جهت میدهد. این نوع از تمرکز بسیار طبیعی است. فاعل موضوع مراقبه را از
دیدگاه شناخت و هوشیاری مورد قضاوت قرار میدهد.  مدیتیشن عملا فرصتی
است که درآن یا موفق میشویم یاشکست میخوریم. ولی درمراقبه چنین نیست
مراقبه ما را به بالاترین شکل نیایش نزدیک میکند زیرا میتواند مراقبه گر را به
سطوح بالای معنوی برساند و تجربیات معنوی خاصی را ممکن میکند.
    در مراقبه توجه از جهان بیرون سلب شده و بدرون معطوف میشود، سپس با
نگاه داشتن توجه به آن نقطه روی هر موضوعی که بخواهیم مراقبه میکنیم.
مراقبه یا باید روی حقایقی از مراتب بالا باشد و یا اینکه موفقیت حاصل نخواهد
شد. و درضمن این سطوح آگاهی یا جهانهای درون فقط برای ما حقیقی هستند،
زیرا دنیای بیرون درقطع رابطه کامل باآگاهی ما قرار دارد. دراین مرحله روح جهان
فیزیکی را ترک گفته و به نواحی بالاتر وارد میشود. در این لحظه خاص روح از میان
دروازه های نور گذشته و قدم به درون جهانی تازه میگذارد. ما در این روند با
تمرینات یوگا و هندوها هیچ کاری نداریم، تمرینات آنها صورت دیگری از آموزش
میباشند که ارتباطی با تمرینات معنوی ندارند.
    قدم بعدی آخرین مرحله در این مقوله است. و آن حقیقت میباشد. در این
وضعیت فرد نمیتواند خود را از موضوع مورد مراقبه تشخیص دهد. این بخشی از
بالاترین درجات مراقبه است. این مرحله یعنی وارد شدن بحیطه وحدت باحقیقت
اما لازمست اینرا یادآور شوم برخلاف آنچه برخی از پژوهشگران معنوی میگویند
ما هرگز با خدا یکی نمیشویم. آنچه اتفاق میافتد این است که ما با روح الهی
که جوهره ماهیت خداست وحدت حاصل میکنیم. این جوهره همانست که نَفَس
خدا یا دم الهی مینامند. بنابراین مراقبه گر به جهانهای تحتانی متکی نخواهد بود
ذهن بر روی نور خداوند متمرکز میشود و فرد میتواند جریان صوت حیات را بشنود.
این صوت بی شکل تمام فضا را پر میکند و سپس روح الهی تا حدی در او نفوذ
کرده که هیچ فعالیتی در جسم و ذهن صورت نمیگیرد مگر اینکه به اسم خدا و در
جهت او باشد. در واقع فرد به کانالی جهت حضور خدا تبدیل میشود.
    اینکه چگونه یک فرد به این ارتفاعات معنوی دست میابد موضوعی است که
درقالب کلام قابل بیان نیست. این ارتفاعات وجود دارند وبسیار معدودند کسانی
که بدان دست یابند ولیکن قادر نیستند نتایجی را که گرفته اند و تجربیاتی را که
کسب کرده اند، تشریح کنند. امکان ندارد که تکنیکی مشخص را قید کنیم که
منجر به دستیابی فرد به این مدارج شود. اما راه همیشه برای کسی که بخواهد
مراتب پی در پی را که لازمه زیستن درفیض وبرکت الهی است، طی کند، باز است.
درعین حال باید بدانید وقتی کسی با طریق معنوی برخورد میکند لازمست که از
جستجوی مکتبها و جهان بینی های دیگر دست بشوید. زیرا هرگز نمیتوانیم درعین
حال دو راه را بپیمائیم.
نویسنده : حمید نصیری

پاکسازی جسم و ذهن

 نحوه زندگی انسان امروز وجهت حرکتش در زندگی سلامتی جسم و ذهن او را به خطر
بزرگی انداخته است. همه کسانی که هنوز آلوده زندگی مدرن نشده اند، میتوانند همه
این آسیب ها را به روشنی ببینند. آلودگی همه زندگی ما را فرا گرفته است.
   مواد خوراکی، پوشیدنیها، محصولات کشاورزی و دامداری، محصولات بهداشتی، لوازم
منزل، کار کردن، محل زندگی وکار، طریقه زندگی، نحوه برخوردما با اطرافیان وآشنایان
آلودگی هوا و ازبین رفتن منابع طبیعی . . . حتی افکار و ذهن ما آلوده شده است. و
همه این آلودگیها آنقدر آرام آرام اتفاق افتاده است که هیچکس متوجه آن نشده
است و یا اگر هم کسی متوجه شده باشد، آنرا جدی نگرفته است.
  بشر امروز گرفتار است. درگیر همه بدبختیها و مصیبتهائی است که خود بوجود آورده
است. از یک طرف عده کمی با برخورداری از همه امکانات مادی و رفاه کامل، بخیال
خودشان از زندگی لذت میبرند، و از طرف دیگر عده بسیاری محتاج داشتن حداقل ها
برای یک زندگی معمولی و ساده هستند. آنهائی که از همه بهره مندیهای زندگی
برخوردارند، آنقدر در لذت این زندگی پوچ و پوک غرق گشته اند که نمیتوانند ظلمی را
که به همنوعان خود میکنند را ببینند و گمان میکنند که هرچه را که دارند قانونیست
و حقشان است و فکر میکنند که به دلیل داشتن امکانات مادی میتوانند برای همه
تصمیم بگیرند. آنها هرچه بخواهند تولید میکنند، تولیدات فیزیکی و ذهنی.
    همه کارخانه ها و شرکتهای تولیدی که انواع محصولات و فراورده های مورد احتیاج
مردم را تولید میکنند زیر سلطه همین هایند. کسانیکه دارند وقدرت در دستشان است
آنها حتی ذهن مارا تسخیر کرده اند. انواع فیلمها، کارتونها، برنامه های تبلیغاتی،
مجلات؛ روزنامه ها، کتابها و نیز همه هنرها؛ موسیقی، شعر، ادبیات، فلسفه، طب،
روانشناسی و. . . همه چیز دردست آنهاست. آنها میگویند وشما میشنوید. آنها پخش
میکنند وشما می بینید. آنها تولید می کنند و شما می خورید. آنها تصمیم می گیرند
و شما انجام میدهید. و خلاصه هرطور که بخواهند شما را بازی میدهند.
        حتی دین و مذهب و اعتقاداتمان را به بازی گرفته اند و هر طور که بخواهند آنرا
تفسیر میکنند و به خورد من و شما میدهند. همه اینها دستاورد علم و زندگی مدرن و
پاستوریزه امروز است. و نیز فلسفه جدیدی بنام آزادی ست. آزادی بیان، آزادی زن،
آزادیهای جنسی، آزادی در تفسیر و سخن گفتن، آزادیهای ذهنی و آزادی در همه چیز. .
شما آزادید که هر غلطی که دلتان خواست بکنید واین را مدیون علم وزندگی پیشرفته
امروز هستید !
   حتی برای این آزادیها تشکیلات و گروههای بزرگ و منسجم درست میکنند. گروههای
شیطان پرستی و جادوگری، گروههای همجنس گرائی، گروههای موسیقی مدرن و
گروههای فکری و اعتقادی که فلسفه همه آنها نابودی کامل همه حقیقتهاست. و در
پشت همه این آلودگیها به ما تلقین میکنند که همه چی آرومه !
       اما بدانید این شیطان است که این گونه آزادیها را به انسان میدهد. اصلا آزادی
به این معنی، مفهومی ندارد. انسان به هیچ وجه آزاد نیست. او مسئولیت دارد. هدف
دارد. رسالت دارد و باید آنها را به هر صورتی که شده و تحت هر شرایطی انجام دهد.
زیرا این تنها راهی است که انسان را به آزادی واقعی میرساند. آزادی واقعی زمانی
است که انسان از بند نفس خویش رهائی یابد. زمانی است که از بند خشم، غرور و
خودستائی، وابستگی و دلبستگی، شهوت و  . . . نجات پیدا کند. وزمانیست که تسلیم
شود.
        اما آنچه را که فلسفه علم جدید میخواهد بنام آزادی به شما بدهد، فریبی بیش
نیست. او میگوید هرچه میخواهی بکن. هرچه میخواهی بگو . . . تو آزادی. ولی همه
چیز در اختیار خودش است. هرچه را میبینید آنها پخش میکنند. چیزی را میشنوی که
آنها میگویند. چیزی را میخوریدکه آنها تولید میکنند. زیرا همه چیز دردستهای خودشان
است. در این میان شما فقط بازی میکنید و فکر میکند که آزادید. همه دنیا در تسخیر
آنهاست. و یک صدا بیشتر نیست و آن صدای شیطان است. البته اگر بتوانی صدای
حقیقی خداوند را بشنوی در امان خواهی بود.
     چه باید کرد؟ آیا باید نا امید شویم و حکومت شیطان را قبول کنیم؟ . . .
از همین لحظه باید زمانی را که میگذرد متوقف کنیم و زندگی را بصورت حقیقی خود
بنا کنیم. همه اینها آرام آرام شکل گرقته اند و همه اینها ساخته های خودمان است.
باید پاکسازی کنیم. باید جسم و ذهنمان را ازهمه آلودگیهائی که علم جدید خلق کرده
پاک کنیم. برخلاف آنچه فکر میکنید همه چیز ساده است. ازلحظه ایکه جهت تفکرتان
عوض شود، همه چیز نیز درآن جهت شروع بحرکت میکند. فقط کافی ست که تصمیم
بگیرید و حرکت کنید و راهتان را برای همیشه ادامه دهید.
   راه مشخص است همه چیزهائی را که میخواهیم در دستورات اعتقادی ما وجود دارد
همه چیز در درونت است. به ندای درونت گوش بده . با حفظ کردن یک مشت اطلاعات
نمیتوانید نتیجه ای بگیرید . فقط با عمل کردن میتوانید به رهائی دست پیدا کنید.
پس به آنچه یقین دارید عمل کنید.
نویسنده : حمید نصیری

تصاویر

سخنان پند آموز

_ با اعمالت موعظه کن نه با زبانت.
_ زمان بخاطر هیچکس منتظر نمیماند.
_ دیروز به تاریخ پیوست، فردا معماست و امروز هدیه است.
_ زندگی یک بوم نقاشی است که در آن از پاک کن خبری نیست.
_ اگر زندگی چیز زیادی به شما نداده است، به این دلیل است که شما هم چیز زیادی
از او نخواسته اید.
_ امروز فردائی است که دیروز نگرانش بودی.
_ تنها کسی میتواند از ته دل بخندد که از ته دل گریسته باشد.
_ خدا را شکر میکنم که تمام دعاهایم را مستجاب نکرده است.
_ شما همچون کودکانی در اتاق روشن هستید که چشمهایتان را بسته اید ومیگوئید
از تاریکی میترسم.
_ در روز موعود خداوند از کارهائی که نکرده ایم سوال میکند نه از کارهائی که کردیم
_ تمام بدبختیها اززمانی آغاز شدکه به این فکر افتادیم که شاید چیزی بهتر نیز وجود
داشته باشد.
_ فراموش نکن که تنها ذهنهای پاک به خرد الهی دست میابند.
_ بدون تزکیه و پاک کردن دل تکرار نام خدا تنها به هدر دادن وقت است.
_ نام خوب با تلاش زیاد بدست میآید، اما با یک عمل نادرست از بین میرود.
_ بجای لعن و نفرین به تاریکی چراغی روشن کن.
_ اگر اشتباهی مرتکب نشدی پس که تلاش کامل و صد در صد هم نداشتی.
_ اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هیچکس هر دو شکستی برابر است.
_ برای رسیدن به هر هدف بزرگی امروز تنها روزی است که وجود دارد.
_ هدف داشتن به تنهائی کافی نیست به هدف زدن مهم است.
_ همچون توپ باشید که هرچه محکم تر به زمین میخورد، بالاتر میرود.
_ افکار بزرگ هدف دارند ، افکار کوچک آرزو.
_ کسیکه نمیتواند رنجهای کوچک راتحمل کندهرگزنمیتواند کارهای بزرگ راانجام دهد
_ اگر بخواهید همه چیز باشید ، هیچ چیز نمیشوید.
_ وجود سایه نشانه آنست که در همین نزدیکی روشنائی است.
_ خطا کردن خصوصیت انسان است و اصرار برخطا خصوصیت شیطانی است.
_ متنفر شدن از دیگران مانند آن است که برای خلاص شدن از دست موش خانه تان
را به آتش بکشید.
_ برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راههای بسیار.
_ اگر میتوانستیم دستهایمان را با همان انرژی که زبانمان را به حرکت در میآوریم،
به حرکت در آوریم، چه کارهای حیرت انگیزی میتوانستیم انجام دهیم.
_ خشنودی از آنچه دارید خوبست، اما از آنچه هستید خشنود نباشید.
_ آنقدر خردمند نشوید که لذت خندیدن را از دست بدهید.
_ هرآنچه زیباست همیشه خوب نیست ، اما هرآنچه خوب است همیشه زیباست.
_ تو مخلوق شرایط نیستی بلکه شرایط مخلوق تو هستند.
_ به گونه ای رفتار کنید گوئی دائما شما را نظاره میکنند.
_ عقل کم در سر، مایه زحمت بسیار برای پاهاست.
_ ارتکاب اشتباه خطا نیست، تکرار اشتباه خطاست.
_ مردم هر روز خدا را میبینند فقط او را تشخیص نمیدهند.
_ زندگی یک زن است، اگر بکوشی آنرا بفهمی گیج و سر درگم خواهی شد، اگر زندگی
را فقط زندگی کنی آنرا خواهی فهمید.
_ اگر بتوانی بخندی آموخته ای که چگونه نیایش کنی.
_ تو نمیتوانی منتظر توقف طوفان بمانی، باید کار کردن در باران را بیاموزی.
_ حرفی بزن که ارزش آن بیش از خاموشی باشد.
_ زندگی مثل دوچرخه سواری است، ایستادن همانا و زمین خوردن همان.
_ خداوند به دستهای پاک مینگرد نه به دستهای پر.
_ خدمت کردن بهای اجاره مکانی است که در زمین اشغال کردید.
_ آنچه وحشتناک است ارتفاع نیست بلکه افتادن از ارتفاع است.
_ اگر زبان بیکلام را بیاموزی میتوانی راز جهان را کشف کنی.
_ جائی که باید عاقل باشی لازم نیست شجاع باشی.
_ شیطان در جزئیات سکونت دارد.
_مأموریت انسان تغییر دادن جهان نیست، او مأمور تغییر خویشتن است.
_ تو همان چیزی میشوی که بیشترین تمرین را برایش میکنی.
_ بدون غالب شدن بر خود نمیتوانی فاتح دیگران باشی.
_ اشتباه ما این است که زندگی را بر پایه رضایت دیگران بنا میکنیم، یا مطابق آنچه
آنان فکر میکنند زندگی میکنیم.
_ آنچه که رشد نمیکند میمیرد.
_ سن شما همانقدر است که فکر میکنید.
_ ذهن شما چتر نجات است فقط زمانی که باز میشود عمل میکند.
_ یکی زیبائی منظره را میبیند، یکی کثیفی پنجره را.
_ دنیا همانند پل است، از آن بگذرید اما بر روی آن خانه نسازید.
_ هرآنچه امروز روی میدهد از قبل آنرا درخواست کردید.
_ کسی که راه غلطی را میرود بیشتر شانس آنرا دارد تا براه درست آید، تا کسی که
راه درست را غلط میرود.
_ تا خم نشوید کسی نمیتواند سوارتان شود.
_ هرگاه دیدید کسی به موفقیتی رسیده که شما نرسیدید بدانید او کارهائی کرده که
شما نکرده اید.
_ از آهسته رفتن نترس از ایستادن بترس.
_ آب از آن رو نیرومند ترین عنصر است که کاملا غیر مقاوم است.
_ بزرگترین اشتباه آن است که ترس از اشتباه ما را از حرکت باز دارد.
_ زمانیکه خودرا بی کس و غریب احساس میکنید زمانیست که خودرا دوست ندارید.
_ ما به چیزی تبدیل میشویم که بدان می اندیشیم ، به چه میاندیشید؟
_ نگرانی یعنی تباه کردن لحظه های کنونی زندگی برای چیزی در آینده که هیچ امیدی
به آن نیست.
_ برای اینکه ببینی چشمهایت را ببند.
_ بگذارید قلابتان همواره در رودخانه باشد، لحظه ایکه کمتراز هروقت دیگر انتظارش
را دارید، ماهی به قلابتان خواهد افتاد.
_ فقط به این منظور در جهانم که آهنگی بسازم.
_ هدف بودن ما این است تا ملاقاتی با خود داشته باشیم.
_ وسائل اطراف خود را جابه جا کنید تا زندگیتان تغییر کند.
_ از ده روز رنج و سختی بیشتر چیزی میآموزید تا ده سال رضایت خاطر.
_ برای اینکه خودتان را همانطور که میخواهید بسازید فقط کافی است که همانطور
که میخواهید باشید.
_ گاهی یک کمی بصورت بامزه ای خل باش!
_ سخنان خداوند را جدی بگیر تا خدا سخنانت را جدی بگیرد.
_ شاید قادر نباشید مسیر باد را عوض کنید، ولی میتوانید بادبان را درمسیر باد تنظیم
کنید.
_ هیچگاه به پشت سر نگاه نکن مگر آنکه بخواهی به آن سمت بروی.
_ قطاری که از ریل خارج شده، ممکن است که آزاد باشد، اما راه بجائی نخواهد برد.
_ دیگران شاید بتوانند موقتا  راه تو را سد کنند، اما تنها این توئی که میتوانی خودرا
 برای همیشه متوقف نگه داری.
_ هرگز نمیتوانید در حالیکه دستهایتان را در جیب خود کردید، از نردبان بالا بروید.
_اگر دیوانه ای بطرفتان سنگ پرتاب کرد بااو مشاجره نکنید، کافی است از او فاصله
بگیرید تا سنگ به شما نرسد.
_ اگر شما یک سکه داشته باشید و من هم یک سکه، و سکه هایمان را با هم مبادله
کنیم باز هم هر کدام یک سکه خواهیم داشت. اما اگر شما یک ایده داشته باشید و
من هم یک ایده و آنها را با هم مبادله کنیم، هرکدام دو ایده خواهیم داشت.
_ بد بین میگوید شب فرا رسیده و خوش بین میگوید صبح در راه است.
_ گاهی یک سوراخ کوچک میتواند کشتی بزرگ را غرق کند.
_ نابینا به خاطر آئینه ای که به او میدهید از شما تشکر نمیکند.
_ هرگز نمیتوانید به خوکها آواز خواندن یاد دهید، هم وقتتان را تلف میکنید هم
خوک را ناراحت.
_ هنگامیکه به خورشید نگاه میکنید سایه ای نخواهید دید.
_ رسیدن به مقصدی که هرگز برای خود در نظر نگرفته اید همانقدر دشوار است که
برگشتن از جائی که هرگز نرفته اید.
_ آرزوی داشتن آنچه ندارید باعث میشود نتوانید از آنچه دارید لذت ببرید.
_ اغلب از میان یک دسته کلید این آخرین کلید است که قفل را میگشاید.
_ خدا را آنجا میبینی که خویشتن را نمیبینی.
_ از راههائی بروید که روندگان آن کم اند.

آداب خوردن و آشامیدن

آداب غذا خوردن
_ بهترین زمان برای خوردن غذا ابتدای روز و ابتدای شب است. اگر عادت به
خوردن نهار دارید آنرا سبک میل کنید.
_ محیطی آرام را برای خوردن انتخاب کنید.
_ همه چیز را بادقت و مرتب در سفره بچینید.
_ قبل از خوردن غذا ذهنتان را خالی کنید. از خدا تشکر کنید. دعا کنید.
_ غذا را به اسم خدا شروع کنید و اگر چند نوع غذا در سفره بود، برای خوردن هر
کدام از آنها اسم خدا را بیاورید.
_ از نیم ساعت قبل ازغذا تا دو ساعت ونیم بعد از غذا آب و مایعات نخورید
مگر اینکه مجبور شوید.
_ میزبان پیش از همه شروع به خوردن کند و بعد از همه دست از غذا بکشد.
_ قبل و بعد از غذا انگشت خود را به نمک بزنید و به دندانهایتان بکشید.
_ غذاهای داغ و یخ کرده نخورید. دمای غذا با دمای بدنتان برابر باشد.
_ با دست راست غذا بخورید.
_ بعد از گذاشتن نان در سر سفره منتظر چیز دیگری نشوید.
_ نان را زیر ظرف غذا نگذارید و آنرا با کارد نبرید.
_ غذاهائی که دارای طبیعت سرد هستند را با هم نخورید. غذاهائی که دارای
طبیعت گرم هستند را با هم نخورید.
_ غذای ساده بخورید. چند نوع غذا را باهم نخورید.
_ غذا را خوب بجوید. هر لقمه بین 40 تا 66 بار جویده شود.
_ در حین خوردن صحبت نکنید. به چیزی فکر نکنید. حواستان به خوردن باشد.
تلویزیون، رادیو و هر چیزی که صدا تولید میکند را خاموش کنید.
_ در هنگام خوردن به صورت دیگران نگاه نکنید.
_ ایستاده و پشت میز و صندلی غذا نخورید. کفش به پایتان نباشد.
_ اگر چند نفر در سر سفره نشسته اند هرکس از غذای جلو خودش بخورد.
_ آنچه از ظرفتان بیرون میریزد را جمع کنید و بخورید. ولی اگر در فضای باز
غذا میخورید، آنچه روی زمین میریزد را در گوشه ای برای پرندگان و.. بگذارید.
_ درروز یک وعده غذای پختنی بیشترنخورید. مخصوصا درسنین میانسالی وپیری
_ قبل از اینکه سیر شوید دست از غذا بکشید.
_ پس از اتمام غذا از خدا تشکر کنید.
_ بالافاصله بعد از خوردن غذا نخوابید.

آداب آشامیدن
_ آب را به اسم خدا بیاشامید و پس از آن از خدا تشکر کنید.
_ آب را به سه نفس  بیاشامید.
_ زمانی که واقعا تشنه هستید آب بنوشید.
_ در روز ایستاده و در شب نشسته آب بنوشید.
_ با دست راست آب بنوشید.
_ آب یخ و آب جوش نیاشامید. دمای آب باید متعادل باشد.
_ قبل از خواب و بالافاصله بعد از خواب آب نیاشامید.
_ در حالت خوابیده یا کج آب نیاشامید.
_ بعد از آشامیدن آب حسین(ع) و یارانش را یاد کنید.

آداب میوه خوردن
_ میوه را قبل از مصرف با آب بشوئید.
_ به هنگام خوردن اسم خدا را بیاورید.
_ هنگام دیدن میوه نوبر از خدا تشکر کنید.
_ در صورت امکان میوه را با پوست و دانه بخورید.
_ از چند نوع میوه همزمان استفاده نکنید.
_ هر میوه را در فصلش بخورید.

حمید نصیری

غذاهای مفید و مضر برای مزاجها

          تشخیص مزاج بر اساس علائم و نشانه های ظاهری و خصوصیات
اخلاقی ورفتاری میباشد وبهتر است این تشخیص زیر نظر کسی که با آنها
آشنائی دارد صورت گیرد. آنچه در زیر نوشته شده است در مورد غذاها و
و نوشیدنیهای مفید و مضر برای هر مزاج است. برای متعادل کردن مزاج
باید به مجموعه چیزهائی که در طول شبانه روز از آنها تغذیه میکنید
توجه کنید. برای آشنا شدن باآنها به بخش تغذیه وراه تغذیه رجوع کنید.

آنچه برای مزاج گرم و خشک مفید است :
      انواع مرکبات . انار . شاتوت . خیار . سیب . گلابی . آلبالو . گیلاس .
آلو . گوجه سبز . زرشک . هندوانه . کدو خورشی . هویج فرنگی .
روغن زیتون . سوپ جو . پاچه گوسفند همراه تعدادی آلوبخارا وسبزیجات
کاهو . اسفناج . لیمو ترش تازه . سیب زمینی بخارپز شده . بامیه . برگ
هلو و زردالو . مغز بادام خام . برنج سفید با روغن زیتون . کدو حلوائی .
نخود فرنگی . عدس . ماش . جو دوسر . مخمر آبجو . رب انار . آب انار .
لواشک خانگی . گریپ فروت . ترنجبین . شیر خشت . تمبر هندی . نان جو
آش جو . بذرهای ملین مانند بارهنگ . اسفرزه . خاکشیر . تخم ریحان .
ترشیهای طبیعی . انگور . تخم کدوی خام . مغز تخم هندوانه . تخم کاهو
نوشیدن روزانه یک تا سه لیوان شربت زرشک نیم ساعت قبل از غذا و دو
ساعت و نیم بعد از غذا. عرق کاسنی . عرق شاتره و به طور کلی تمام
غذاها و نوشیدنیهای سرد و بخصوص آنهائی که دارای مزاج سرد و تر
هستند.

آنچه برای مزاج گرم و خشک مضر است :
      تخم مرغ . سیر . پیاز . ادویهای تند و تیز . سس و رب . گوشت قرمز
گوشت تمام پرندگان کوچک . بادمجان . موز . خربزه . آناناس . طالبی .
نارگیل . سیاه دانه . شنبلیله و همه غذاها و نوشیدنیهای گرم بخصوص
آنهائی که مزاج گرم و خشک دارند.

آنچه برای مزاج گرم و تر مفید است :
  نوشیدن آب خنک به همراه چند قطره آب لیمو ترش تازه . آب زرشک
کاهو . خیار . میوه ها بخصوص سیب درختی همراه با پوست و دانه . انار
نارنگی . پرتقال . تمبر هندی . لیمو شیرین . سنجد . غوره . آلو بخارا .
سوپ جو . نان چو . لیمو ترش تازه . سالاد فصل . روغن زیتون . حبوبات
و غلات جوانه زده ( جوی دوسر . ماش و عدس ) . انواع توت بخصوص
شاه توت . عسل به مقدار کم و بطور کلی همه غذاها و نوشیدنیهای سرد
بخصوص آنهائی  که دارای مزاج سرد و خشک هستند.

آنچه برای مزاج گرم و تر مضر است :
    غذاهای سرخ شده چرب و پر حجم . پرخوری . مصرف بیش از حد ادویه
های تند . غذاهای شور . انواع شوریها ( کلم شور . خیار شور ...) . گوشت
زیاد . غذاهای نشاسته ای . تخم مرغ . خرما . کشمش . توت خشک . سیر
بادنجان . گوشت گوسفند . بره . بوغلمون . اردک . تخم اردک و جگر سیاه
و همه غذاها و نوشیدنیهای گرم بخصوص آنهائی که گرم و تر هستند.

آنچه برای مزاج سرد و تر مفید است :
     آبگوشت . گوشت شتر . بره . کبوتر . سار . گنجشک . بوقلمون کباب
شده . مرغ محلی . میوه های رسیده و شیرین : سیب با پوست و دانه .
گلابی . طالبی . به . نارگیل . موز . ادویه ها : هل . دارچین . زنجبیل . فلفل
سیاه و قرمز . زعفران . آویشن . رازیانه . سیر . موسیر . ریشه ها : هویج
چغندر . شلغم . کلم قمری . ترب سیاه و سفید . همه سبزیهای گرم :
کزفس . نعناع . ریحان . جعفری . مرزه . ترخون . تره . شوید . شنبلیله .
حبوبات : نخود . گندم . لوبیا چیتی . لپه . نوشیدنیهای گرمی بخش : دم
کرده دارچین و کمی زنجبیل . اسطوخودوس . بذرهای ملین : تخم ریحان
تخم شربتی . خاکشیر . بارهنگ . خشکبار : بادام . گردو . فندق . پسته .
کنجد . ارده . عسل . شیره خرم . شیره انگور و بطور کلی همه غذاها
نوشیدنیهای گرمی بخش بخصوص آنهائی که گرم و تر هستند .

آنچه برای مزاج سرد و تر مضر است :
   پر خوری . مواد لبنی : شیر . ماست . خامه . دوغ . کره . سرشیر . پنیر .
کشک . ترشیجات . سرکه . شوری . برنج سفید . عدس . سیب زمینی .
سوپ جو . میوه های ترش و کال . نارنگی . کیوی . مرکبات . هندوانه .
خیار و تخم آن . تخم کاهو . تخم کاسنی . نشاسته . قارچ . گوشت گاو .
انواع گوشت سفید . گوجه فرنگی . کدو خورشی . کاهو . اسفناج . غوره .
سماق . آلو . آلبالو و بطور کلی همه غذاها و نوشیدنیهائی که دارای مزاج
سرد و بخصوص سرد و تر هستند.

آنچه برای مزاج سرد و خشک مفید است :
 گوشت بره . شتر . کبوتر . گنجشک . سار . مرغ و تخم مرغ محلی . گندم
لوبیا . سیب با پوست و دانه . گلابی . طالبی . خربزه . به . بادام شیرین .
انگور . آب نارگیل . آلو شیرین . سبزیهای گرم : نعناع . ریحان . ترخون .
مرزه . جعفری . تره . کلم . ساقه کرفس . چغندر . شلغم . ترب . فندق .
عسل . توت . کشمش . انجیر . خرما . هل . زعفران . دارچین . زنجبیل .
زیره . بذرهای ملین : قدومه شیرازی . تخم شربتی . تخم ریحان . نخود .
کنجد . ارده . عسل . شیره خرما . شیره انگور . پسته . گردو . فندق . و به
طور کلی همه غذاها و نوشیدنیهای گرمی بخش و بخصوص آنهائی که
دارای مزاج گرم و تر هستند.

آنچه برای مزاج سرد و خشک مضر است :
   بادمجان . غذاهای نمک سود مثل ماهی دودی . ماهی شور . خیار شور
نمک زیاد . پنیر شور . گوشت گاو و حیوانات پیر . گوشت شتر مرغ .
غذاهای مانده و بیات و فریز شده . لبنیات . کلم . گل کلم . کاهو . برنج
سفید . عدس . ترشیها . سرکه . غوره و آبغوره . تمبر هندی . سیب زمینی
گوجه فرنگی . قارچ . لوبیا سبز . نخود فرنگی . ذرت . میوه های ترش :
آلو ترش . انار ترش . پرتقال . تمشک . گریپ فروت . لیمو و همه غذاها
و نوشیدنیهای سرد وبخصوص آنهائی که مزاج سرد و خشک دارند.

حمید نصیری

علائم غلبه اخلاط

بسیاری از بیماریهای انسان بر اثر غلبه اخلاط پدید می آیند. مقدار هر
خلط در بدن باید به اندازه خاص و معینی باشد. وغلبه اخلاط به این معنی
است که ممکن است مقدار یک یا چند خلط از حد مجاز آن بیشتر شده
باشد.
برخی از علائمی که در اثر غلبه اخلاط پدید میآیند :
1  . غلبه صفرا
       افزایش گرمی و خشکی . تلخی دهان . خشکی دهان و بینی و عطش
زیاد . زردی رنگ چشم و پوست . نبض سریع . خارش بدن .
2 . غلبه خون
      پری رگها ونبض . سرخی چشمها، صورت و بدن . سردرد و سنگینی سر
ایجاد دمل و بثورات پوستی و خارش . خونریزی لثه و بینی . شیرینی دهان
3 . غلبه بلغم
       نرمی و سردی پوست . کندی حواس و زیاد شدن خواب . فراموشی و
کند شدن حافظه . ترشی دهان . سفیدی رنگ پوست
4 . غلبه سودا
        سیاه شدن رنگ پوست بخصوص زیر چشم . لاغری . خشکی پوست
موی درشت و سیاه همراه با دو نیم شدن موها . شوری دهان . بد بینی

نویسنده : حمید نصیری

خصوصیات مزاجها

مزاجهای مختلف خصوصیات و رفتارهای خاصی را پدید میآورند. البته
این رفتارها و خصوصیات، دلائل دیگری هم دارند و نیز شدت وضعف آنها
در افراد مختلف متفاوتست. این خصوصیات از لحاظ طب بعنوان بیماری
محسوب نمیشوند. ولی برای رسیدن به تعادل باید بسیاری از آنها اصلاح
شوند. اکنون با برخی از این خصوصیات آشنا میشویم.

مزاج گرم و خشک :
     این افراد لاغر اندام هستند. افرادی هستند که زود عصبانی میشوند و
و زود هم آرام می شوند. افرادی پر جنب و جوش، پر انرژی، باهوش و پر
حرف هستند و نیز رفتار آنها تند و بهانه جویانه وهمراه با حسادت است.
رنگ چهره و سفیدی چشم آنها به زردی میزند. عطش زیاد و دهانی خشک
دارند. کم خواب هستند. تمایل زبادی به خوردن ترشیها مثل لواشک و
سرکه و همچنین غذاهای سرد مثل خیار و کاهو دارند و به خوردنیهای
شیرین کمتر تمایل دارند.

مزاج گرم و تر :
        افرادی با اندام درشت، دارای پوست سرخ و سفید و موهای فردار و
پرپشت هستند. این افراد انسانهائی شجاع و جسور هستند و معمولا رهبر
و پیشرو در گروهها هستند. معمولا آرام هستند ولی اگر عصبانی شوند
رفتارهای مخاطره آمیزی خواهند داشت. افرادی رک هستند و همیشه در
طلب بهترینهایند. خواب خوبی دارند ولی بیخوابی را براحتی تحمل میکنند
علاقه به شیرینی و ترشی دارند و تقریبا همه نوع غذا را میخورند. تحمل
گرما و سرمای زیاد را ندارند.

مزاج سرد و تر :
    افرادی چاق و پر چربی هستند. افرادی سازگار، مطیع، تنبل با فعالیت
کم هستند. معمولا صبور و آرام هستند وکمتر عصبانی میشوند زیرا حال
عصبانی شدن را ندارند. پوست سفید و موهای کم پشت دارند. دهانی
مرطوب دارند و تشنه نمیشوند. تمایل به گرمیها مثل شیرینی و ادویه
دارند. خواب زیادی دارند. بیخیال، خونسرد و کم حواس هستند.

مزاج سرد و خشک :
       لاغر اندام هستند. این افراد دقیق، منظم، دور اندیش و محاسبه گر
شکاک، کنجکاو و خیال پرداز هستند. زندگی نظامی و اتوکشیده ای دارند.
خواب آنها کم است. به شیرینیها، گرمیها ونیز شوریها علاقه دارند. فصل
پائیز برایشان نا مطلوب است.

نویسنده حمید نصیری

طبع، مزاج، خلط

طبع
طبع به معنی سرشت و طبیعت هر چیزی است. آنچه از ابتدا در ذات
آن چیز وجود داشته است. طبیعت هرچیز بر اساس قانون و شرایطی که
درلحظه وجود آن چیز موجود بوده است وجود میابد و در نهایت طبیعت
اصلی همچنان در سرشت آن چیز باقی خواهد ماند.
     طبیعت انسان در هنگام تولد بهاری است. یعنی دارای صفت گرم وتر
است. و این گرمی و تری در یک انسان سالم تا نزدیک 15 سال باقی
خواهد ماند.  در یکی کمتر و در یکی بیشتر.

مزاج
     از آمیختن طبیعتهای مختلف مزاجهای متفاوت شکل میگیرند. مزاج
هر چیزی با قرار گرفتن در شرایط جدید و بر اساس سن، جنس و مجموعه
شرایط دیگر تغییر میابد.
بطور کلی 5 مزاج وجود دارد که ازآمیختن طبیعتهای مفرد شکل میگیرند
گرم و خشک . گرم و تر . سرد و تر . سرد و خشک. متعادل یا معتدل.
       از ترکیب مزاجهای فوق با هم شرایط متفاوتی پدید میآید :
گرم و خشک  +     گرم و تر      >    گرم
گرم و خشک  +     سرد و تر      >   معتدل
  گرم و تر      +     سرد و تر      >     تر
  گرم و تر      +  سرد و خشک   >   معتدل
  سرد و تر      +  سرد و خشک   >    سرد
گرم و خشک  +  سرد و خشک   >   خشک
    درصد مختلف ترکیب این مزاجها شرایط متفاوتی را ایجاد میکند.

خلط
    از ترکیب مزاجها محلولی ساخته میشود که قابلیت تغییر، به شکلهای
متفاوتی را در بدن دارد. این شکلها بنامهای زیر هستند.
صفرا . دم (خون) . بلغم . سودا
        مجموعه این اخلاط رفتارها و علائم خاصی را در بدن شکل میدهند.
یعنی برخی از رفتارها و علائمی که در بدن ظاهر می شوند تابع این اخلاط
هستند. این رفتارها وعلائم براساس نحوه ومیزان غلبه اخلاط دارای ضعف
و قوتهای متفاوتی هستند. همه این اخلاط در خون موجودند. اما هر کدام
از آنها درمکانهای خاصی دربدن ذخیره میشوند تا در صورت نیاز به اندامها
انتقال یابند و برهم خوردن تعادل میان این اخلاط سبب بیماری میشود.
نویسنده : حمید نصیری

خلقت

خلقت از دو رکن تشکیل شده است : رکن مادی _ رکن معنوی
همه مخلوقات از این دو رکن تغذیه میکنند.
رکن مادی خلقت از 4 عنصر تشکیل شده است: خاک . آب . هوا . آتش
رکن معنوی خلقت روح است...

همه مخلوقات هستی از یک زوج آفریده شده اند: گرمی . سردی
موجودات و عناصر در اثر 4 گردش بوجود آمده اند:
گردش اول :  طبیعتهای مفرد
حرارت . برودت . رطوبت . یبوست  ( گرمی . تری . سردی . خشکی )
گردش دوم : طبیعتهای زوج
آتش . هوا . آب . خاک  (گرم و خشک . گرم وتر . سردوتر . سرد وخشک)
گردش سوم : موجودات مرکب
جماد . نبات . حیوان
گردش چهارم : خلقت انسان

نویسنده : حمید نصیری

انعطاف

انعطاف در هنرهای رزمی تنها بمعنی کشش نیست.
بطور کلی انعطاف بدو بخش تقسیم میشود: انعطاف جسمی و انعطاف ذهنی.
انعطاف جسم را میتوانید تا حد زیادی با تمرینات کشش و نرمش بدست آورید
  اما بخش زیادی از انعطاف به انعطاف ذهنی مربوط میشود. انعطاف ذهنی به
سلامت ذهن بستگی پیدا میکند. وسلامت ذهن با اعمال و رفتار شما در زندگی
ارتباط مستقیم دارد. یعنی افرادی که در زندگی شان انعطاف ندارند نمی توانند
انعطاف بدنی بالائی داشته باشند و یا حداقل از انعطاف بدنی آنها کاسته خواهد
شد.
    بطور کلی افراد انعطاف پذیر افراد سالم تری هستند. آنها در مقابل تغییرات
واکنش مناسبی از خود نشان میدهند. یعنی اگر در زندگیشان مشکل بزرگی ایجاد
شود، میتوانند براحتی بدون آن که از مسیر خود خارج شوند راه حل مناسبی برای
آن پیدا کنند.
     رزمی کاری که از انعطاف جسمی و ذهنی بالائی برخوردار است، اگر درگیر یک
مبارزه شود میتواند در مواقع حساس بهترین عکس العمل را از خود نشان دهد.
اگر ضربه ای به طرفش بیاید، میتواند بدون آنکه ذهنش مغشوش شود یا در اثر
ضربه خوردن ناامید شود، نیروی ازدست رفته اش را باز یابد ودوباره به مبارزه اش
ادامه دهد. همچنین میتواند با شرایط جدید خودش را وفق دهد.
  داشتن انعطاف به داشتن جسم سالم و ذهنی بدور از آلودگی و درگیری بستگی
دارد. همانطور که گفته شد بخشی از انعطاف را میتوان با تکرار حرکات فیزیکی
کشش و نرمش بدست آورد. اما باید تمریناتتان جدی و مستمر باشد. بخش
دیگرآنراباید خارج ازتمرینات اختصاصی ورزشی و درزندگی روزمره تان کسب کنید.
      نحوه برخورد شما با زندگی و با انسانهای اطرافتان و نیز اعمال و رفتاری که
نسبت بشرایط مختلف ازخود نشان میدهید، تأثیر مستقیمی بر انعطافتان دارد.
البته برعکس این موضوع هم صادق است. یعنی باانجام جدی تمرینات انعطافی
میتوانید تعادل را در زندگیتان برقرار سازید. اما این را بدانید که انجام تمرینات
جسمی  بدون پرداختن به جنبه های معنوی آن هیچ تأثیر مثبتی نخواهد داشت.
     برای اینکه جهت تمریناتان درست باشد باید معنی دقیق انعطاف را بدانید.
اغلب مردم فکر میکنند که انعطاف داشتن به این معنی است که انسان بتواند
براحتی کار و زندگی و اعتقاداتش را عوض کند وهیچ چیز برایش مهم نباشد. این
تفکر زاده علم جدیدست برای اینکه بتواند شمارا نسبت به اعتقادات وزندگیتان
بی تفاوت کند و سپس هر چه را خواست جایگزین آن کند.  البته اگر عقیده های
اشتباهی داشتید حتما باید آنرا دور بریزید. و یا اگر کاری داشتید که به جسم و
ذهنتان آسیب میرساند حتما کارتان را عوض کنید. اما بعضی چیزها اساسشان
درست است فقط مشکلاتی در جزئیات آن است. در این صورت باید بتوانید با
حفظ کلیات جزئیات را تغییر دهید ویا اصلاحشان کنید.
          اما انعطاف حقیقی آن است که در طول مسیر و حرکت خود بدون عوض
کردن اعتقادات و راه اصلی، اگر اتفاق یا حادثه ای رخ داد و خواست شما را از
مسیر وهدفتان دور کند، بتوانید با آن مقابله کنید و عکس العمل مناسب و به
موقعی نشان دهید و بتوانید دوباره انرژی از دست رفته تان را باز یابید.
         درختان نرم و انعطاف پذیر در برابر باد خم میشوند ولی هرگز نمیشکنند و
میتوانند دوباره حالت خود را باز یابند. اما درختان خشک و بدون انعطاف در برابر
فشار باد میشکنند و از بین خواهند رفت.
      انعطاف در هنرهای رزمی به همین معنی است. در یک مبارزه واقعی در هر
لحظه شرایط مختلفی پیش خواهد آمد. هیچ وقت نمی توانید با یک فرمول از
پیش تعیین شده وارد میدان نبرد شوید. باید جسم و ذهنتان آماده باشد. ذهن
تان را آزاد بگذارید تابتواند باحفظ شرایط اصلی عکس العمل مناسب نشان دهد.
برای این کار باید فقط به یک چیز فکر کنید وآن پیروزی بردشواریها و حوادثیست
که ممکنست اتفاق بیفتد و نگذارید لحظه ای اندیشه منفی به سرتان وارد شود
اگر زمین خوردید بلند شوید و دوباره ادامه دهید در هر صورت این کاری است که
باید به پایان برسانید. یک راه بیشتر ندارید و آن پیروزی بر همه چیزهائیست که
میخواهند نیرو وانرژیتان را از بین ببرند. وشما را نسبت به مسائل بیتفاوت کنند
اما برای برخورداری از آمادگی و انعطاف باید تمرین و تکرار زیادی داشته باشید.
نمیتوانید فقط بگوئید من پیروز میشوم وانتظار داشته باشید معجزه ای رخ دهد
      برای رسیدن به انعطاف جسمی و ذهنی مناسب باید بطور جداگانه هم برای
آمادگی جسمی و هم برای آمادگی ذهنی تمرینات اختصاصی انجام دهید.
مجموعه تمرینات کشش و نرمش میتواند جسمتان را آماده کند و نیز میتوانید
هر روز تمریناتی را برای پاک سازی ذهنتان داشته باشید. یک تمرین خوب دیگر
اینست که میتوانید به زندگیتان نگاه کنید و ببینید چه چیزهائی سرجای خودشان
نیست و یا چه اعمال و افتارهای اشتباهی را انجام میدهید که باعث مشکلات
جسمی، ذهنی و روحی میشوند و برای برطرف کردن آنها برنامه ریزی کنید.
 مطالب نوشته شده در بخش طراحی نظم میتواند در این زمینه کمکتان کند.
نویسنده : حمید نصیری

راه تغذیه

برخی از مواردی که جسم و ذهن شما از آنها تغذیه میکنند بدین شرح است :
         خوردن، دیدن، شنیدن، بوئیدن، اندیشیدن، جذب کردن، حرف زدن، ارتباط برقرار
کردن . . . و نیز رفتارها، گفتارها، کردارها و پندارهای شما از عوامل تغذیه هستند.
    انسان در طول شبانه روز از همه چیزهای اطرافش تغذیه میکند. خانواده، جامعه،
محل زندگی، محل کار . . . اگر دچار بیماری شدید، اگر غمگین و نگرانید، اگر دچار
آشفتگی و درگیریهای ذهنی هستید، احتیاجی نیست به قرص و دارو و . . . پناه ببرید.
علت همه ناراحتی ها خودتان هستید وآن چیزهائی که همیشه ازآنها تغذیه میکنید
نگاهی به زندگی و اطرافتان بیندازید. کافیست تا تعادل را در زندگیتان برقرار کنید،
آنگاه همه بیماریها و درد و رنجها از بین خواهند رفت. به همین سادگیست. گاهی
بیماریتان بخاطر دروغهائی است که گفتید. گاهی بخاطر آنست که حق دیگران را
پایمال کردید. و گاهی بخاطر غرور و خودخواهیتان است. گاهی بخاطر نگاه کردن به
چیزی است که نباید به آن نگاه میکردید. آنچه را که میبینید، میشنوید، میبوئید،
و . . . غذاست و شما از آنها تغذیه میکنید. نگاه کردن به تصاویر نفرت انگیز، ظلم
و جنایت، صورتهای زشت و منظره های تیره و تار ، دیدن فیلمهائی که جسم و ذهن
شما را تحریک میکنند و . . . تأثیرات بدی را روی شما میگذارند وشما از آنها تغذیه
میکنید. تماشای صفحات وتصاویر معنوی وآسمانی، دیدن طبیعت ومناظر طبیعی
و . . مسلما تأثیرات بسیارخوبی رویتان خواهدگذاشت. حتی دیدن انسانهای مختلف
تأثیرات متفاوتی را رویتان میگذارد. چرا باید هر روز کسانی راببینید که تأثیرات بدی
را رویتان میگذارند؟ این شما هستید که انتخاب میکنید. بهیچ وجه مجبور نیستید .
هرکدام از رنگهائی که در طبیعت وجود دارند تأثیرات خاصی را رویتان میگذارند. به
رنگهائی که در خانه، محیط کار و اطرافتان وجود دارند فکر کنید. چرا این رنگها را
انتخاب کردید. نگاهی به زندگی روزمره تان بیندازید. به تصاویر وفیلمهائی که درطول
شبانه روز میبینید فکر کنید. تلویزیون، اینترنت، عکس ها، مجلات، روزنامه ها و . . .
این تصاویر چه چیزی را برایتان یادآوری می کنند؟ بیاد داشته باشید که شما دارید از
آنها تغذیه می کنید.  کسانیکه این تصاویر را پخش می کنند، چه هدفی را دنبال
میکنند؟ آیا بفکر من و شمایند؟ مسلما خیر.
   شاید فکر کنید که دیدن همه اینها برای زندگی امروز لازم است. اگر این گونه فکر
میکنید. معلوم است که آلوده به زندگی مادی و پول شده اید. باید سریعتر خودتان
را درمان کنید، زیرا همه اینها فقط زندگی مادی را تبلیغ میکنند.
     اگر فکر میکنید که دیدن این چیزها نمیتواند شما را تحت تأثیر قرار دهد، سخت
در اشتباهید. این فقط یک فریب است. همه چیز آنقدر آرام اتفاق می افتد که هیچ
کس متوجه آن نمی شود، و درست زمانی که در حال غرق شدن هستید، متوجه آن
خواهید شد وآن زمان شاید دیر شده باشد.
     اگر نمیتوانید همه اینها را از زندگیتان حذف کنید، حداقل هرگاه که خواستید به
چیزی نگاه کنید، از خود بپرسید آیا واقعا به دیدن آن محتاجید؟ بیاد داشته باشید،
بسیاری از تأثیرات پنهانی هستند و شما بهیچ وجه در آن لحظه متوجه نخواهید شد.
آنهائی که این تصاویر را پخش میکنند میدانند که چه میکنند و شمائی که به آنها
نگاه میکنید نمیدانید که چه میکنید.
    شاید با خواندن این مطالب بگوئید: پس باید چشهمایمان را ببندیم ! نه اینطور
نیست. اتفاقا باید چشمهایتان را باز کنید وهمه چیزرا ببینید. ببینید که چه برسرتان
دارد می آید. از این لحظه به بعد میتوانید با نگاهی تازه به زندگیتان بنگرید.
     چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد که شاید تا به حال از دیدن آنها غافل بودید.
طبیعت، آسمان، جانوران و همه مخلوقات خدا. میتوانید به دیدن مکانهای معنوی
بروید. به تصاویر بزرگان نگاه کنید. میتوانید به دیدن عارفان، علما و انسانهای پاک
و صادق بروید.

    آنچه را که میشنوید، از آن تغذیه میکنید. نوائی که موجب شور و نشاط وحرکت
گردد و باعث آرامش جسم و ذهن شما شود، مسلما تأثیرات خوبی را بروی شما
خواهد گذاشت و عامل سلامتی و تعادل درزندگیتان خواهدشد. وهرنوائی که موجب
سستی، رخوت، غم و اندوه و ناامیدی شود و از حالت تعادل خارجتان کند، مسلما
تأثیرات بدی برویتان خواهد گذاشت و عامل بیماری و مرگ خواهد بود.
    استفاده از موسیقی هائی که امروز رواج پیدا کرده است. صداهای پیوسته ای که
مدام از اطراف میشنویم. صدای ماشین، موتور، هواپیما و دستگاههای صنعتی . . .
آیا واقعا از شنیدن اینها لذت میبرید؟ حتما فکر میکنید که نمیشود کاری کرد. اینها
واقعیات زندگی امروز هستند و از بین نخواهند رفت. اما باید با آنها مبارزه کنید.
همانطور که آرام آرام وارد زندگی ما شدند باید آرام آرام از زندگیمان حذف شوند.
اینها چیزهائی است که هر روز از آنها تغذیه میکنید.

    آنچه را که میبوئید از آن تغذیه میکنید. عطرهای مصنوعی، بوی مواد شوینده و
شیمیائی، بوی دود و آلودگیهائی که هر روز آنها را استشمام میکنیم. همه میدانیم
که تأثیرات بدی را روی ما میگذارند. پس چرا هیچ کاری نمیکنید؟

   به هر چیزی که فکر میکنید، از آن تغذیه میکنید. قدرت ذهن در جذب کردن بسیار
بالاست. یعنی از همان لحظه ای که به چیزی فکر میکنید. آن چیز به سرعت بسمت
شما جذب خواهد شد. مشکل اکثر مردم این است که هر چیزی که خواست وارد
ذهنشان شود، به آن اجازه ورود میدهند. این تأثیرات از طریق خانواده، دوستان و
رسانه ها و همه چیزهائی که با آنها در ارتباط هستیم، اعمال میشود. برخی از مردم
فکر می کنند که حتما باید یک کار به طور فیزیکی انجام شود تا تأثیر گذار باشد. اما
بدانید که از لحظه ای که به چیزی فکر میکنید آن کار در حال انجام شدن است. پس
باید بتوانید افکار خود را کنترل نمائید. نباید به هر چیزی که خواست وارد شود اجازه
ورود دهید. تکرار و تمرین برای کنترل افکارتان الزامی است.

    به غیر از موارد گفته شده، مسائل بسیاری است که در زندگیتان تأثیر گذار است.
بر اساس الگوهای گفته شده باید با همه آنها به مبارزه برخیزید. سلامتی و تعادل
در زندگی به جدیت شما نسبت به برطرف کردن عواملی که آنها را تهدید می کنند،
بستگی دارد.
نویسنده : حمید نصیری

تغذیه

جسم و ذهن انسان در طول شبانه روز از همه بهره مندیهای طبیعت، چه خواسته
و چه ناخواسته تغذیه میکند. کمتر کسیست که متوجه این بهره مندیها و تأثیرات
مستقیم آنها بروی جسم و ذهن انسان باشد.
      بر خلاف آنچه اکثر مردم میپندارند، غذا چیزی نیست که تنها از طریق دهان وارد
وجود انسان شود ونیز تنها جسم نیست که احتیاج به تغذیه دارد، بلکه ذهن و روان
انسان نیز نیازمند تغذیه است.
      همه چیزهائی که از طریق جسم و ذهن وارد وجود انسان میگردند غذا محسوب
میشوند و نیز تأثیرات عمیقی را بر وجود انسان می گذارند. به عبارت دیگر مجموعه
بهره مندیهای جسمی و روانی انسان از طبیعت را غذا میگوئیم.
      غذاهای خوراکی و جسمی بر ذهن تأثیرات خاصی را میگذارندو نیز غذاهای ذهنی
تأثیرات مستقیمی بر جسم دارند و دلیل همه بیماریها و درد و رنج انسان تغذیه نا
سالم است. کسی که تغذیه سالم و زندگی ساده و پاکی داشته باشد هیچکاه بیمار
نخواهدشد. البته آنهائیکه ذهن مریضی دارند شاید نتوانند این مسئله را راحت هضم
کنند و گمان کنند که سلامتی به این راحتیها بدست نمیآید.
         اکثر بیماریهای بشر مربوط به نحوه زندگی امروز و علم جدید است. علم جدید
درمان قطعی برای هیچ بیماری ندارد وفقط متخصص تسکین است نه درمان و برای
همه چیز مسکن دارد ! این علم برپایه ای اشتباه بنا شده است و فقط بدنبال رابطه
بین پدیده ها و جزئیات هر چیزیست و ازآنجائی که اساس و کلیات را فراموش کرده
(یا خودش را به فراموشی زده)، نمیتواند درمانی ارائه دهد. چرا؟ چون نمیخواهد شما
بدنبال علتهای بیماریتان باشید زیرا اگر بخواهید علت را بیابید، همه چیزهائی را که
آنها نمیخواهند بفهمید، خواهید فهمید و دیگر نمیتوانند از شما سوء استفاده کنند.
بجای درمان داروئی میدهند تا همه چیز را فراموش کنید.
      اگر بدنبال علت باشید میفهمید که همه درد و رنجها به دلیل نحوه زندگی امروز
است، بخاطر زندگی مصرفیست، بخاطر همه چیزهائیست که علم بوجود آورده است
حتما فکر میکنید که ما به تکنولوژی و علم نیاز داریم. لحظه ای تصور کنید که اگر
همه چیزهائی را که علم جدید بوجود آورده از بین برود چه اتفاقی میافتد؟ شاید در
ابتدا گمان کنید که زندگی مختل میشود. این بدان علت است که به نحوه زندگی
امروز و علم معتاد شده اید. ولی اگر با ذهنی باز وپس از ترک اعتیاد! بدان فکر کنید
به این نتیجه میرسیدکه با ازبین رفتن علم جدید هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد. حتی
پس از آن همه چیز بهتر خواهد شد و زندگی به حالت سالم و طبیعی خود باز خواهد
گشت. البته منظور من از علم، علمی است که به خورد انسانها داده اند.
      میتوانید همه چیزهائی را که بدان احتیاج دارید را داشته باشید، اما نه چیزهائی
را که دیگران میگویند باید داشته باشید. تقریبا همه محصولاتی که اکنون در اختیار
شماست بنحوی عامل بیماری است. تا بحال فکر کردید این همه چیز که اطرافطان
است را چرا جمع کردید؟ آیا واقعا به همه آنها احتیاج داشتید؟ اگر درست فکرکنید
میفهمید که همه اینها بخاطر تبلیغات علم جدیدست که بخاطر منافع خودش برای
شما تصمیم میگیرد که چه باید داشته باشید و چه نداشته باشید.
     علم میگوید بخورید و بپاشید و مصرف کنید و به اصطلاح لذت ببرید. هرچه را که
آنها میگویند باید بشنوید، هرچه که میگویند باید بخورید، هرچه آنها میخواهند باید
ببینید و به هرچه آنها میخواهند باید فکر کنید. شما اسیر تبلیغات هستید وچاره ای
ندارید. زیرا آنقدر ضعیف شده اید که دیگر توان بازگشت را ندارید و گمان میکنید
که زندگی همین است، کاری نمیشود کرد، تا بوده همین بوده! وآنقدر دراین بیماری
پیش رفته اید که گمان میکنید درد و رنج انسان پایانی ندارد و باید با اینها بسازید.
میتوانید هر چه میخواهید بخورید، ببینید، بپوشید و به هرچه میخواهید گوش دهید.
ولی باید فکر کنید هریک از اینها چه تأثیراتی روی شما دارد. و اصلا چرا فکر میکنید
که همه اینها باید وجود داشته باشند؟
   بدانید که شما در طول شبانه روز از همه چیزهائی که میبینید، میشنوید، میخورید،
می بوئید و حتی فکر می کنید ویا چیزهائی که میگوئید تغذیه می کنید و همه اینها
عامل بیماری یا سلامت شما هستند.
      اکنون زمان آن فرا رسیده تا کمی به اطراف خود توجه کنید و برای سلامتی خود
قدمهای بزرگی بردارید. بر خلاف آنچه تصور میکنید همه چیز ساده است. باید ساده
به آن نگاه کنید. ساده و سالم زندگی کنید وسعی کنید تعادل را در زندگیتان برقرار
کنید.
نویسنده: حمید نصیری

تاکتیکها در مبارزه

مبارزین را میتوان بدو دسته طبقه بندی کرد: مبارزین مکانیکی و مبارزین باهوش
           دسته اول آنهائی هستند که در همه برخوردها از یک الگو پیروی میکنند و
ضرباتشان تکراری و اتوماتیک است. یک مبارز باهوش تاکتیک خود را به منظور
استفاده ازضربات صحیح ، با توجه به تکنیک حریف و روش مبارزه اوهمواره تغییر
می دهد. نحوه برخورد او در هر مبارزه ای، با استراتژی مبتنی بر تحلیل و سنجش
مقدماتی، آمادگی و عمل همراه است.
. . . توضیح بیشتر در ادامه مطلب . . .
ادامه نوشته

سرعت

برای اینکه یک مبارز ماهر محسوب شوید، باید دارای خصوصیات ویژه ای باشید
این خصوصیات ممکنست اکتسابی و یا غریزی باشند. سرعت یک استعداد غریزی
است اما از طریق آموزش نیز میتوان آنرا افزایش داد. چنانچه طبیعتا کند هستید
باید برای کسب سرعت تمرین کنید. اگر هم از سرعت کافی برخوردار هستید اما
میخواهید بر میزان آن بیفزائید، باز هم باید تمرین کنید.
. . . توضیح بیشتر در ادامه مطلب . . .
ادامه نوشته

ضربه بازدارنده

    ضربه بازدارنده احتیاج به زمان سنجی دقیق دارد و باید درست زمانی زده شود
که حریف حمله خود را آغاز میکند . هدف از اجرای آن پیش بینی و پیش گیری
از حمله مهاجمی است که در مسیر پیشروی خود در حال زدن ضربه ایست و باید
باحفظ فاصله مناسب ازحریف وخارج بودن ازدسترس وی و یا استفاده از پوششی
دیگر اعمال گردد. پیروزی نهائی بستگی به پیش بینی صحیح، زمانسنجی دقیق و
همچنین هدفگیری درست و دقیق دارد.
. . . توضیح بیشتر در ادامه مطلب . . .
ادامه نوشته

ضد حمله

 ضد حمله ممکن است ظاهرا شبیه دفاع باشد، اما درواقع شکل پیشرفته تر
حمله است. ضد حمله یک استراتژی حیله گرانه است و نیاز به هنر واقعی در
مبارزه دارد. ضدحمله میتواند حریف رابیقرار سازد، مخصوصا وقتی صبورانه انتظار
میکشید. بهترین زمان برای ضد حمله زمانی است که حریف در حال حرکت است
زیرا در این زمان نمیتواند گارد مؤثری داشته باشد.
. . . توضیح بیشتر در ادامه مطلب . . .
ادامه نوشته

روشهای حمله و دفع حمله

      بهترین زمان برای پی بردن به نقاط ضعف خود و راههای برطرف نمودن آنها
زمانی است که مبارزه می کنید. ممکن است از پیدا کردن نقاط ضعف خود در
مبارزه تعجب کنید. سعی کنید عادات بدی که در مبارزه دارید را بسرعت برطرف
کنید. ممکن است در هنگام مبارزه با گارد پائین عقب نشینی کنید اما پس از
آنکه چند ضربه محکم را روی صورتتان تحمل کردید، یاد میگیرید که گاردتان را
بالا بگیرید.
  عوامل و متغیرهای یک مبارزه آنقدر زیاد هستند که شاید هرگز نتوانید با یک
نقشه دقیق آنها را بکار ببرید. باید با رویاروئی با موقعیتهای مختلف انعطاف
پذیر باشید.
. . . توضیح بیشتر در ادامه مطلب . . .
ادامه نوشته